فرهنگ و اصطلاحات وردنجان

اصطلاحات ، واژه ها ، گویشها  و تمدن  وردنجان

سنت انگورچیدن دروردنجان (جشن انگور )

سنت انگورچیدن دروردنجان (جشن انگور )

هنوز هم در وردنجان کلمه ی انگور را با لهجه ی شیرین وردنجانی ( واج ) بین حرف ( گ ) و ( واو ) تلفظ می کنند ، اگر بخواهیم به حروف انگلیسی بنویسیم ( Angür ) را انتخاب می کنیم .

بین حرف ( گ ) و ( واو ) واجی شبیه ( یو ) که نوشته نمی شود ولی تلفظ می شود .

در کلمه ی انگور پس از این که (اَن) تلفظ شد ، زبان پشت دندان های فک پایین وطرفین می چسبد و چیزی شکل ( گُیور ) ادا می شود ، در صورتی که فقط اثر ( ی ) تلفظ می شود ونوشتنی نیست .

اگربدون لهجه بگوییم « انگور» ، زبان نمی چسبد و می گوییم : (Angoor)

مثال دگری بزنم در تلفظ معمولی ( انگور) مخرج « گ » عمیق ترامّا در لهجه وردنجانی مخرج « گ » سطحی تر و نزدیک تر و غلیظ تر تلفظ می شود .

* انگورچیدن ( Angür Chidan) برداشت انگور

یکی از رسم های کشاورزی در وردنجان انگور چیدن بود که اگر امروزه وجود داشت به آن جشن انگور چیدن می گفتند .

تاکستان های وردنجان به وسعت حدود 5 کیلومتر در دو منطقه زمین های ( طِلاها ) و ( عَحمِدِباد ) وجود داشت که متاسفانه به دلایل زیر این تاکستانها خشک و حتی اثری از درختان مُو باقی نمانده فقط در قسمت طِلاها چند درخت بادام یا سنجد مقاومت کرده و با طبیعت خشک سالی و محرومیت از رسیدگی برای زنده ماندن دست وپنجه نرم می کنند .

* تاکستان طِلاها یا مُوا طِلاها = Möva _ Telaha ) )

زمین مُوهای طِلاها حدود 2300 متر از وردنجان فاصله دارد و در جنوب شرقی وردنجان پشت کوه هرچگان نزدیک جاده اصلی ( ارجنک ، کاکلک ، پیربلوط ) واقع است ، تاکستانی وسیع دارای انواع انگور ( انگورسفید ، انگورسیاه ،انگور بی دانه ،انگور شیرازی ، انگور ریش بابا ( حسینی ) انگورعسگری ،انگور فخری ،انگورکشمشی ، انگورشصتی یا انگشتی ،انگور هُلُقی ( رازقی ) ،انگورته کاسه ( این نام بخاطرحالت خاص دانه انگور بود زیرا ته هرحبّه فرورفتگی داشت که به زبان محلی واژه دیگری می گفتند ) ، انگورمهری ، انگور پلویی . انگورسلطانی ، انگور شانی و ...

همچنین درختانی از جمله انواع بادام ، انواع گردو، انواع زردالو ، توت سیاه و توت سفید ، انواع سیب درختی ، انواع آلوچه ،انواع آلو( زرد ، سیاه ) ، انواع هلو انواع سنجد ( نقلی و غِلاغی ) درختان بید ، زرد بید ، کبوده ، گل محمدی ، جنگلی ( خاری)، سپیداروجود داشت . معمولاً 99 در صد درختان سنجد کنار جوی آب و راس هرزمین کاشته شده بود .

زمین های طِلاها حدود 3500 متر طول دارد که قبلاً شباهت زیادی به جنگل داشت اما امروزه ...

* نامگذاری زمین های طِلاها

مُوهای های طِلاها به هشت دانگ و بدون این که مرز بندی بین هر قسمت وجود داشته باشد به هشت منطقه به نام هایی به ترتیب جازَرْدِکی ، بادُما (بادام ها) ، سرپِشکی ، میونیّا ، تیلیشنِیْ یا ، سرپِشک تازه ها ، سرپِشک دوم ، دِنگییا ( آخری ها ، ترکیبی از درختان بادام و مو بودند ) تقسیم می شد .

* تاکستان احمد آباد یا مُوا عَحمِدِ باد = (Möva _ Ahmedebad )

زمین مُوهای احمدِ آباد با طولی حدود1600 متر از قسمت شرق وردنجان در حالی که چسبیده به روستا بود ، تاکستانی سراسر پوشیده از درختان مو و تقریبا بدون درخت بود ، سه یا چهار درخت توت با قدمتی کهن داشت ، و کشاورزان درقسمتهایی نهال انواع درخت کاشته بودند که متاسفانه ...

در این تاکستان نیزانواع انگور وجود داشت .

* نامگذاری زمین های عَحمدِ باد

زمین های احمد آباد به ترتیب به 6 قسمت به اسامی سَرپل نِسا ، سَرآسیّواُویی ( سرآسیاب آبی ) پِشکِ سوم ، سفارشگاه ، گود یاله سیا ، پِشک آخِر تقسیم می شد

* علت نامگذاری زمین ها

در تحقیقی که برای نامگذاری زمین ها بعمل آمد ، مردم اهالی دو علّت را روایت کردند ، اول اینکه عده ای معتقدند زمین و باغات انگور مثل سایر زمین های کشاورزی نامگذاری و تقسیم گردیده یعنی هرقسمت با توجه به شرایط طبیعی و جغرافیایی نامگذاری شده .

امّا تعدادی ازکشاورزان احمد اباد معتقدند که این تقسیمات را ارباب به منظوربرداشت محصول در زمان های متفاوت مثلاً ( زمین های احمد آباد در 6 زمان ) تا بتواند سهم خودرا بدون هیچ مشکلی ازرعایا دریافت نماید .

* توضیح : چون نامی از «ارباب » برده شد توضیح مختصر در این باره خواهیم داد .

* آبیاری زمین های طِلاها و احمد آباد هر 12 روز یک بار از دو قنات وردنجان و احمد آباد صورت می گرفت . دروردنجان به قنات جدول می گویند .

* ارتباط نامگذاری زمینهای های طِلاها و احمد آباد در انگور چیدن چگونه بود ؟

همانطور که دربالا اشاره شد زمین های طِلاها به هشت قسمت و زمین های احمد آباد به شش قسمت تقسیم یا نامگذاری شده بودند ، البته این تقسیمات با ساخت دیوار یا نصب میله یا حائل یا وسایل دیگر نبود ، کشاورزان از هر قسمت با در نظر گرفتن جغرافیای طبیعی و امکان آبرسانی و مسافت تا روستا و شرایط دیگر زمین ها را بین خود تقسیم کرده بودند .

این نامگذاری در خیلی موارد مثل تقسیم آب ،آدرس دهی ، خرید و فروش و ... مفید بنظرمی رسید .

آنچه که درفرهنگ انگورچیدن و نامگذاری زمین ها و ارتباط آن با ارباب یا نمایندگان وی وجود داشت این بود که :

برداشت انگور باید در روز معین ودر قسمت تعیین شده انجام شود و کشاورزان حق نداشتند به قسمت های دیگر بروند .

مثلاً روز اول برای احمد آباد (سرپل نِسا) و برای طِلاها (جازردکی ها) تعیین می گردید ، و نمایندگان ارباب ، دشت بان را مسئول می کردند که بقیه قسمت ها را قُرُق کرده و ازحضور رعیت در قسمت های بعدی جلوگیری کند ، و به همین ترتیب روزها ی دوم و سوم و قسمت های بعد ...

ضمناً در طِلاها که محصول بیشتری داشت نماینده ارباب سرکشی می کرد تا اگر در روز تعیین شده محصول بصورت کامل برداشت نمی شود قبل از غروب آفتاب کشاورزان را با همکاری دشت بان از باغی که خود در آن زحمت کشیده بودند اخراج تا فردا نیز در همان محل حضور یابند یعنی دو روز در یک قسمت .

*زمان انگورچیدن

در پست های قبلی همین وبلاگ در مورد ( آب سوییل ) و ( ستاره سُهِیل ) توضیح کافی داده شد .

تقریباً از 17 شهریور به بعد که گرما کاهش و هوا کم کم خنک می شود آبی که به محصولات از جمله باغات داده می شود ( او سُوییل ) یا ( آب سُهیل ) می گویند .

تقریباً 10 روز پس از این که ( آبیاری سُهیل ) صورت می گرفت وامکان تردد در زمین ها و باغات وجود داشت ، توسط جارچی ، جار زده می شد و اهل آبادی را برای برداشت انگور ( انگور چیدن ) مطلع می کرد .

لازم به یاد آوری است در قسمت طِلاها که انبوه درختان سنجد وجود داشت یکی دو روز قبل از موعد انگور چینی باید محصول درخت سنجد برداشت شده باشد . ( یعنی سِنْجِتا را تَکوندِه باشن )

دروردنجان اعتقاد بر این بود که سِنْجِتْ (سَنجِد)هم مثل توت وقف عام است و استفاده عمومی دارد ولی به هرحال اهالی به خوردن اکتفا و از بردن خودداری می کردند .

* شروع انگور چیدن

شروع انگور چیدن در زمین های طِلاها به این صورت بود که با توجه به نامگذاری و قسمت بندی که بالاتر به آن اشاره شد ، روز اوّل ، زمین های جازردِکی ، روز دوّم بادام ها روز سوم سرپِشکی ها و به ترتتیب تاآخر طول می کشید .

در اینجا باید یاد آوری کرد تعدادی از کشاورزان که زمین های بیشتری داشتند و از بستگان یا همسایه گان برای چیدن انگوراستفاده می کردند .

انگور چیدن در قسمت احمد آباد هم روز اول ، سر پل نساء روز دوم سر آسیواوی ( سرآسیاب آبی ) و ...

* چرا گفتیم جشن انگور چیدن ؟

در وردنجان حساسیت شدیدی به حضور زنان در امورات کشاورزی یا دامداری ( بیرون از روستا ) وجود داشت . و زنان در محیط روستا درخانه کمک حال مردان بودند . که زحمات زیادی هم متحمّل می شدند ، و این زحمات توانفرسا و قابل تقدیر بود .

امّا انگور چیدن ، عمومی و خانوادگی و با حضور زن و فرزند و حتی بستگان یا همسایگانی که فاقد باغ بودندانجام می شد ، طوری که روستا کاملاً خلوت و متروکه بنظر می رسید لذا به همین خاطر واژه جشن را به کاربردم .

جالب بود افرادی که بچه شیرخوارداشتند با طناب و تُشَک یا پارچه حتی چادر، برای کودکان گهواره درست می کردند

وقتی از طرف جارچی آبادی « جار» انگورچیدن زده می شد ، خانواده ها با شور اشتیاق خاصی در تهیّه وسایل لازم برای انگورچینی که بعداً نام می برم و همچنین تهیه غذا که ازبهترین غذاهای سال بود اقدام و با آمادگی لازم بعداز اذان صبح و پس از ادای فریضه نماز به طرف باغات حرکت می کردند . چای آتیشی با کتری های سیاه ، ماست و دوغ بدون افزودنی ، روغن حیوانی و از همه مهم تر یک دور همی خانوادگی در صحرا ، به به ، جاتون خالی ...

دراینجا لازم به تذکر است ، این سحرخیزی صرقاً بخاطر حضوردرزمین های طِلاها بود که فاصله چندکیلومتری با روستا داشت .

در این زمان که معمولاً هوا تاریک بود تمام زنان و دختران با حجاب کامل و رعایت موازین شرعی همراه خردسالان سوار الاغ امّا مردان مسیررا پیاده یا با دوچرخه طی می کردند تا به مقصد برسند .

سنت چیدن انگورآنقدر شادی و سرور داشت که هیچ گاه باعث خستگی نمی شد ، بعضی مردان وپسران که صدایی خوش داشتند آوازمحلّی سر می دادند و اززمانی هم که رادیو و پخش ( ضبط صوت ) به خانه ها آمد ترانه های شاد در فضای باز تاکستان جو خاصی را ایجاد می کرد .

* وسایل انگورچیدن :

لُوده ( Löwdeh) سبدهایی چهار ضلعی ازجنس چوب که دوعدد ( یک جفت ) آن به شکل خورجین (با اِشْگِلِه و بند ) روی الاغ قرار می گرفت ، هر لُوده در صورتی که پر از انگور می شد به صورت انفرادی قابل حمل نبود و حتما باید توسط دونفر جابجا شود) .

اِشگِله = قلم گوسفند که با تکه ای طناب برای بستن دو لُوده روی الاغ بکار برده می شد . (

یکی دیگر ازوسایل : لُوْچی (Löwchi) که کاملاً شبیه لوده و از همان جنس امّا کوچتربود ، از این وسیله برای برداشت انگور در بین کرت ها استفاده و پس از پُرشدن به لِوده انتقال داده می شد .

چُلّاری : یکی دیگر ازوسایل ضروری چُلّاری بود ، این وسیله هم مثل لُودِه و لُوْچی از تَرکه های چوب به شکل آش پالون امّا عمیق تر ساخته شده بود ( دروردنجان به آش پالون سُماخ پالون می گویند ) دربازارامروزی به سبد آجیلی معروف است .

سَبَت یا سَبَد : سبد هم از ترکه های چوب ساخته می شد امّا مسطّح و شباهت زیادی به سینی های امروزی داشت ( سبد مدل تخت )

کارت یه چاقو هم یکی از وسایل ضروری بود ، زیرا بعضی ازخوشه های انگور آنقدرمحکم بودند که امکان چیدن آن با دست وجود نداشت .

تا لُوْده : به هر عدد لُوده «تا لُوده» می گفتند .

دروردنجان به « تَرْکِه » شیل هم می گویند

* پَسِه چینی یعنی چه ؟

پسه چین به کسی می گفتند که بعد از برداشت انگور ، درخت های مو را که چیده شده مجدداً بررسی و خوشه های فراموش شده را که اغلب « زِلِنگه ِ یا تِلِنگه » بودند و بعضاً خوشه های بزرگ باقی مانده را برای خود بچیند ، این افراد معمولاً فرزندان خانواده هایی بودند که زارع نبوده یا فاقد زمین های انگور بودند .

سهم ( کو - اربابی ) از این افراد که بار آنان کم بود گرفته نمی شد .

نکته : بعضی از کشاورزان بعنوان کاری خیر چند درخت مو را نمی چیدند و برای این افراد می گذاشتند .

بعضی از کشاورزان هم از پسه چین بعنوان کار دربرابرمزد دعوت می کردند و انصافاً مزد خوبی به آنان می دادند .

زِلِنگه ِ یا تِلِنگه = به خوشه های کوچک انگوری که زیر 10 حبه انگور داشت می گفتند .

دروردنجان به حَبّه انگور( تورکه ( می گویند که این کلمه نیز واج دارد (Türckeh)

* انواع کشمش

کشمش در وردنجان به سه روش تهیه می شد .

1 - کشمش اُفتُویی ( کشمش آفتابی ) : تهیّه آن به این صورت بود که انگور پس از برداشت به زمین های آبیاری شده مثل زمین های گندم که قبلاً محصول آن برداشت شده و سفت و شسته روفته بود حمل و روی زمین ریخته و پهن می شد تا زیر آفتابی داغ تقریباً بین 15 تا 20 روز بماند امروزه به این نوع کشمش ، کشمش پلویی می گویند و کیفیت و قدرت بالا و طعم خوبی دارد.

2 - اَنگوربَسته یا (کشمش سُوز) که همان کشمش سبز است .

در این روش : انگور پس از برداشت به خانه های مسکونی منتقل وبه فاصله هایی بین 20 تا 25 سانتیمتر روی هر نخ یا بَرْدوز که به آن بند می گفتند گِرِه زده می شد و از میخ های چوبی یا فلزی کوبیده به دیوار یا سقف محل سرپوشیده ای که کم رفت وآمد بود آویزان کرده تا در سایه خشک شود .

به همین علت « انگور بسته » می گفتند . طول هر بند بین یک تا یک ونیم مترو بستگی به ارتفاع محل داشت .

امروزه به این نوع کشمش ، (کشمش سایه خشک می گویند ) و به مدت 50 تا 60 روز زمان می برد .

ضمناً این نوع کشمش به رنگ سبز طبیعی خشک شده و دور از هرگونه بارندگی و گردو خاک بود ، این نوع کشمش هم ارزش غذایی بالایی داشت و بسیارخوشمزه و خوش خوراک بود .

کشمشی بود مخصوص جیب همراه با مغز بادام و مغز گردو یا سنجد

3 – نوع سوم نیز کشمش سبز است : این کشمش پس از این که در دیگی که محلول تیزاب داشت ریخته و بلافاصله خارج ودر آفتاب پهن می شد ، نورآفتاب تاثیرچندانی بر تغییر رنگ نداشت فقط کمی زرد شده اما رنگ سبز خود را ازدست نمی داد .

این کشمش در طول زمانی بین 6 تا 9 روز خشک می شد اما مزه کشمش آفتابی و ( انگور بسته ) را نداشت و طعم و بوی اصلی را ازدست می داد.

تشخیص این کشمش از سایر کشمش ها بخاطر چرب بودن بسیارراحت بود .

* اُوْسازی چیست ؟

تُفاله انگور را پس از آب گیری جهت پخت شیره با مقداری آب در خُمره یا کوزه ریخته و مقدار کمی نمک ( بخاطر حلال بودن ) به آن می افزودند تقریباً کمتر از 10 روز تبدیل به سرکه ای می شد که مزه مَلَس داشت . به ابن نوع سرکه « اُوْسازی ) می گفتند

اُوْسازی یا آب سازی هیچگاه اندازه سرکه ترش نمی شد .

موارد مصرف : پس از این که آش محلی طبخ می شد به مقدار دلخواه در آن ریخته وصرف می شد .

* کو- اربابی یعنی چه ؟

با توجه به این که مالکیّت وردنجان ارباب و رعیتی و ساکنین همه ساله باید مال الاجاره می دادند لذا برای باغات انگورنیز (کو- اربابی ) یا سهم اربابی در نظر گرفته شده بود و یک سوم محصول انگور به ارباب تعلق می گرفت .

نمایندگان دائمی ارباب که از روستا انتخاب شده بودند از چند روز قبل ، زمینی وسیع را برای خشک کردن انگورو تهیّه کشمش درنظر گرفته ازهمان روزاول فعالیت خودرا شروع و سهم ارباب را ( یک سوم ) ازرعایا می گرفتند .

* چرا زمین های طِلاها و احمد آباد بدون استفاده رها شدند ؟

اصلی ترین علّت ، ظهورشرکت سهامی زراعی ( 1354 ه . ش ) دروردنجان بود ، زیرا با مکانیزه شدن و استفاده مالی آن برای عده ای که بیرون از وردنجان بودند، عملاً مردان و جوانان از کار در کشاورزی بیکارو با دوری از خانواده وتحمّل رنج بسیاربه شهرها و استانهای دیگررفتند.

مردی که پس از کار کشاورزی در سه فصل ، زمستان را برای نه تنها استراحت بلکه رسیدگی به دام ازجمله آبُ غذا ، نظافت محیط ، بهداشت و نگهداری آنان می پرداخت و باتوجّه به بارندگی های شدید برف و باران ، حضورش درمحل باعث جلوگیری ازتخریب خانه های گِلی می شد ، اینک برای تامین معاش از روی ناچاری روستا راترک ، و مثل یک کارگر روز مزد در غربت ...

کشاورزی که به مرور زمان تمام وسایل کشاورزی و دام های خود را ازدست داد ...

کشاورزی که همراه با کاردرزمین های کشاورزی فعالیّت خود در باغ های انگوررا ادامه می داد و از محصولش هرچند ناقص استفاده می کرد ، اینک با ظهور شرکت وقتی دید صرفاً کار در باغ انگور سودی ندارد ومایحتاجش تامین نمی گردد راهی جز رها کردن باغ انگور و خروج از آبادی را نداشت .

شرکت زراعی ، زمین های کشاورزی را تصاحب کرده بود و ارتباطی به باغ های طلاها و احمد آبادنداشت

علت دیگرهم بی تفاوتی آنان که خودرا مالک اصلی و ارباب می دانستند بود ،سهم یک سوم از محصول انگور کم نبود ؟! این که به چه مصرفی می رسید من نمی دانم ، خدا بهتر می داند ، لیکن باید سرکشی و حداقل کاری که می کردند تعیین پیمانکارو جلوگیری از خشک شدن ملیونها درخت موو صدها درخت میوه بود .

شما حساب کنید این همه زمین می توانست بصورت پروژه ای عظیم و نافع باقی بماند ، چاه بزنند ، وسایل کشاورزی اعم از ماشینی و غیر ماشینی تهیه کنند ، نیرو جذب کندد ، آبیاری قطره ای کنند ، در صورت لزوم به مروز زمان زمین را از باغ انگور به درخت های کم آب مثل بادام و گل محمدی تبدیل کنند

امروزه مردم دنبال زمین هاو بیابان های دور دست هستندتا طرح بادامکاری اجرا کنند .

چرا ارباب یا وارثانش که سود خوبی هم بدست می آوردند و ادعای مالکیت اصلی داشتند بی تفاوت بودند و این منابع و منافع ملّی را از کنارش گذشتند ؟

علت دیگرهم علّتی عالمگیر و خشک سالی بود .

اینجا نیز متاسفانه اداراتی که باید وظیفه قانونی و مصوّب خود راانجام میدادند، ندادند و در این فاجعه مسئول ، و جوابگو خواهند بود .

* گفتگویی دوستانه و صمیمی با همشهریان عزیز درباره ارباب و رعیتی

در تحقیقی که برای انگور چیدن در وردنجان بعمل آوردم عده ای ازاهالی روی نوشتن( ارباب و رعیتی ) نگران و بعضی خواستار درج واقعیت بودند .

مثلاً عده ی کمی گفتند: درج این مطلب سندی است بر اثبات ارباب و رعیتی ( که این فکری باطل است و نمی تواند ملاک قرار بگیرد زیرا « مدارک و اسناد قانونی » محکمه پسند هستند نه وبلاگ )

عده ای گفتند : پرونده مربوطه درمراجع قضایی درحال رسیدگی است و وکیل مربوطه پی گیر است .

عده ای گفتند : مدرکی که خانواده صفوی به عنوان وراث مالک ارائه داده اند فتوکپی است و«اصل » آن وجود ندارد .

عده ای گفتند : تمام خانه های وردنجان پر است از مدارکی که مال الاجاره یا اقساط ( خرید زمین ) به ارباب پرداخت کردند .

عده ای گفتند : سایت های رسمی ، مراتب را مشروح بیان داشته و این وبلاگ مؤثر نیست .

عده ای گفتند : ( کو – اربابی ) بصورت مشروع یا غیر مشروع ( دلخواه یا اجبار ) وجود داشته و اجداد ما تقبل کرده بودند چرا نوشته نشود .

عده ای گفتند : هم اکنون نیز در معاملات و خرید و فروش زمین های « مُو» از کلمه اربابی استفاده می شود .

ضمناً افراد 45 سال به بالا شاهد این سنت بوده وعده ای در دادگاه حضور به هم رسانده و اکنون بسلامتی در قید حیات هستند .

عده ای هم می گفتند : ارباب کم نگرفته که ناگفته بماند اخذ یک سوم انگور ازرعیتی که با خون دل کشاورزی کرده کم نیست .

* ( نظر حقیر به عنوان نویسنده این است که در مقام قضاوت ننشینم و فقط به ( فرهنگ و اصطلاحات وردنجان ) فکر کنم و واقعیت تاریخ را برای آیندگان بنویسم ( کم فروشی نکنم )

امّا می دانم آینده ای که من وجود نخواهم داشت باز هم سر این موضوع که چرا نوشتم یا چرا ننوشتم صحبت خواهند کرد ، لذا به موارد فوق اکتفا کردم تا انشاءالله هرچه زود تر توسط مراجع قضایی رای حقه صادر شود . ( حق الناس ، حق الناس است چه فقیرباشد چه غنی ) ضمناً در قرآن مجید آیات زیادی در خصوص کتمان و حق الناس وجود دارد که موظفیم عمل کنیم .

#حق_النّاس

#کتمان

یک توضیح : باپیروز شدن انقلاب اسلامی و لغو شرکت های زراعی ، به فتوای مراجع و اقدام دولت جمهوری اسلامی ایران ، شرکت های زراعی منحل و زمین به کشاورزان سابق واگذار گردید

#لیس_للانسان_الاماسعی

#الزرع_للزراع_ولوکان_غاصبا

فهرست مطالب وبلاگ

یکشنبه هشتم آبان ۱۴۰۱ | 16:26
حاج حیدرعلی کریمی وردنجانی
مشخصات وب
فرهنگ و اصطلاحات وردنجان ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ

لطفاً انتشار و کپی برداری و استفاده  مطالب این وبلاگ صرفاً در رسانه ها با ذکر منبع صورت گیرد
(فرهنگ و اصطلاحات وردنجان)
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • ایمیل
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
ازهمین نویسنده
  • خاطرات سربازی
  • دانستنی های سربازی
  • سربازی درسایر کشورها
  • طنز و منز سربازی
  • گوناگون سربازی
آرشیو وب
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • دی ۱۴۰۱
  • آبان ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۴۰۱
  • تیر ۱۴۰۱
  • اردیبهشت ۱۴۰۱
  • فروردین ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۰
  • دی ۱۴۰۰
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای فرهنگ و اصطلاحات وردنجان محفوظ است .