شعری به نام اوسّاها ( صوتی )
اوسّاها
اوسّاها ، تو یک کَلوم آدما ساده وُ بی ریا بیدن
رو زیمین که را میرفدن بی غش و حَوا بیدن
دو رُکَت نُماز می خوندن حاجت شون روا می شد
دست به دومن خدا وُ مستجاب داعا می شد.
یه میمونیه ساده داشدن، همّه شون مث هم بیدن
برا حل مشکلاشون همگی با هم بیدن
می پُخدن یه آش پَنش تن برا یه دور همی
نداشدن ایی همه گوشی، تک تک و جدا همی
کارشون ، رَخدِشون ، خورد خوراک همّه شون
هوش باهم فرق نَمکَرد تا تَک تُلِ زندگی شون
مرد کول می کرد کولبارچه می شد از خونه جدا
با یه بسم الله می رف صحرا به امید خدا
اوسّا وای میساد بیابون حتی چند شُوْ ، شُوْ به کو
موبایل و گوشی نداش بی خبر و بی گفتگو
اوسا یادمِس تو زِمَسدون تو روزایِ اُفدویی
می نشسدن تَکّه دیفار چند تا مرد براُفدویی
یکی اَی رد می شد و به حاضرون میگفد سلام
می داد او بزرگتره یا ریش سیفید جُغاب سلام
اوسّاها دُخدر و پسر ، زحمت کش بیدن
اَلِه دردوحرف شُنُو ، مَغلی عصا کش بیدن
زن زولام ، جاجیم بافی ،گیلیم بافی ، خونه داری
می بافدن خرسک، وقالی هم زیمینی همداری
می بردن علف رو بون از نَوَردون یا اُرچینه
پا به پای مرد بیدن جِهَادُ الْمَرْأَة همینه
هوشکی از ماشینای لباسشوری خبر نداش
یا برا شُشدَنِ دَرفا ماشی در نظر نداش
اوسّاها چه صفاها ی داشد رفدن سر جوغ
می شُشدن لباس و خومه ، لُوْ سنگا با چوغ
کجا بید ایی همه اسکاچ یا سیم دَرف شوری
ایی همه مایعِ دَرف شور ایی همه جور واجوری
می بردن یِه چنگ خاکیشدر یه پودر ناب و آک
تا ایی که گَرته در اومد پودر دریا، برف و پاک
یه خیگو اُوْ زیر بَغَل یِه لنگری رخد رو سرش
یه بِچّه به بارش و یه بِچّه م تو بغلش
اَی بخوام قشنگ بوگَم ایی مَثَلا کامل ترش
زن پیاده بیدُ ، خوردولیام دُوْر و وَرش
هوش زنی طلا نداش ، اصلا نبید تو فکرش
او وجودش طلا بید برا شووَر تو عمرش
اوسّاها کی فکر می کرد پخاری گازی دربیاد
می هشت دودی برا کرسی تا دودش در بیاد
اَی می گفتن جارو برقی ننه خنده ش می گرفت
ورمی داشت یه جارو جازی و به دنده ش می گرفت
یخچال و فیریزر و سرویس ، ایی چیا نبید
تاپّولی و تاپّو و گنجه بید ، ایی حرفا نبید
اوسّا ها را ، نمتونم تو یِخدِه شعر باز کنم
باز ایی گنج طلا را ، به کُدوم راز کنم
اوسّاها که خُوْیْلی شون حالادِ نیسدن درحیات
اهل چُوْشی بیدن و ، دعا سِلوم و ، صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم عجل لولیک الفرج
شاعر : حاج حیدرعلی کریمی وردنجانی ( مدیرو نویسنده : وبلاگ فرهنگ و اصطلاحات وردنجان)
****************
نظر به این که در وبلاگ دسترسی به بارگذاری فایلهای صوتی نیست لذادرصورت تمایل به شنیدن فایل صوتی درپیام رسان ایتا به لینک زیر مراجعه فرمایید |
معنی اصطلاحات به ترنیب حروف الفباء
اُرچینه = پله ، راه پله
آش پَنش تن = آش پنج تن
اُفدُویی / اُفتُویی= آفتابی
اَلِه درد = اهل درد ، همدردی کردن ، درک کردن خستگی
اُوْ = آب
اوسّا = اووَخت ، آن وقت
اوسّاها – اووَختا ، آن وقتا ، آن وقت ها
اَی = اگر
ایی = این
ایی چیا = این چیزها
براُفدُویی = برآفتابی ، آفتاب گرفتن
بوگم ( Bügam) = بگویم
بون = بام ، پشت بام
بیابون = بیابان
بید = بود
بیدن = بودند
پخاری گازی = بُخاری گازی
تاپّو = ظرفی ساخته شد از گل اندازه اندازه یک یخچال ( کوچک تر یا بزرگ نر) برای ذخیره و نگهداری گندم یا غلات
تاپّولی = تاپّوی کوچک ،ظرفی ساخته شد از گل وکوچک تر از تاپو برا ی نگهداری آرد و غلات
تَک تُل = اسباب و لوازم
تَکِّه = کنار
جارو جازی = جاروی دستی که از بوته های بلند درست می شد (جاز = بوته )
جُغاب = جَواب
جورواجوری = جورُ واجور
چوشی = چاوشی
چوغ = چوب
حالادِ = حالا دیگه ( دِ = دیگه )
حرف شُنُو ( Harf Shönö) = حرف شنیدن ، حرف شنفتن
حَوا = هوا ( هوای نفس )
خاکیشدَر/ خاکیشتَر = خاکستر
خرسک = نوعی قالی که پس از بافتن خامه قیچی نمی شود
خوردولیام ( Khürdooliyam) = بچه های ریزه میزه ، برو بچه ها
خومه = خامه ( خامه قالی )
خُوْیْلی شون ( Khöylishoon) = خیلی شون ، اکثراً
خیگو = خیگ آب ،خیگ یا پوست دباغی شده که برای حمل و نگهداری آب آشامیدنی استفاده می شد
دِ = دیگه
داری = اوایل تمام دستگاه های فرش یا پارچه بافی ، قالی بافی و ... زمینی بودند و دو سردیرک در دیوار تعبیه می شد اما بعدا با ظهور دستگاه های ( ایستاده ) به آن دستگاه یا قالی «داری» گفته می شد
داعا = دعا
دَرف شور = ظرف شور
دَرفا = ظرفا ، ظرف ها
دست به دومن = دست به دامن
دعا سِلوم = دُعا سلام ، دعا و سلام ،
دودی ( Düdi) = تقریبا اندازه یک تشت هیزم خشک حیوانات را می سوزاندند تا برای انتقال به ظرف زیر کرسی یا چاله زمینی زیر کرسی برای گرم کردن کرسی استفاده شود ، این نوع سوختن معمولاً شعله آتش نداشت و به مرور زمان مثل زغال سرخ می شد . و پس از این که آتش مورد نظرتهیه و دود آن تمام می شد ، روی آن را با خاکستر می پوشاندند تا با هواو اکسیژن ترکیب نشود و دوام بیشتری داشته باشد علت نامگذاری دودی بخاطر این بود که بدون شعله می سوخت و دود سراسر محیط را فرا می گرفت
دور و ورش ( Döyro Varesh) = دور برش
دیفار = دیوار
رَخدِشون = رخت های شان ، لباسهای شان
رُکَت = رُکعت
زِمَسدون = زمستان
زن زولام = اصطلاحی عامیانه برای جمعی از زنها یا رفتار زن ها که مترادف تلفظ می شود ، مثل این که می گویند میوه مِلون ، سنگ منگ و...
زیمین = زمین
سر جوغ = سر جوی آب رفتن ، کنار نهر آب رفتن
سیم دَرف شوری = سیم ظرف شور
شُشدَنِ = شُستَن
شُوْ ( Shöw) = شب
شُوْ به کو (Shöw Be koo)= معنی اصطلاح در حقیقت یعنی بیتوته کردن در کوه ، شب را در بیابان خوابیدن
شووَر (Shüvar)= شوهر
عَصا کش = حکم عصای دست بودن برای پدر و مادر ، فداکاری فرزند برای پدر و مادر درتمام امور
کَلوم = کلام ، سخن
کولبارچه = کوله پشتی محلی
گَرته = تاید
گنجه = کُمد گلی ، ظرفی ساخته شده از گِل برای نگهداری نان ، ماست ، گوشت ، غذا که ذبی چوبی داشت
لنگری = تشت فلزی
لُوْ ( Löw)= لب ، کنار
ماشی = ماشین
مایعِ دَرف شور = مایع ظرف شور
مَثَل = مثال
مَغلی = به اندازه ای مطلوب و رضایت بخش ، تا اندازه ای ، کُلاً
می شُشدن = می شستن
می هشت = می گذاشت
میمونی = مهمانی
نبید = نبود
نُماز = نَماز
نَمتونم = نمی توانم
نَمکَرد = نمی کرد
نَوَردون = نردبان
هَمِّه = تشدید روی همه(همِّه ) و گاهی تشدید رو کلمه ی یکی (یِکّی ) به منظور تایید تاکید به کار برده می شود
هوش ( Hüsh) = هیچ ، اصلاً
هوشکی ( Hüshki)= هیچ کسی ، هیچکی
یِخدِه = یه ذره ، مقدار کم
یِه چنگ = اندازه ظرفیت یک مشت ، اندازه یک چنگ
اشعار صوتی وبلاگ فرهنگ و اصطلاحات وردنجان علاوه بر کانال ( زنگ خبر وردنجان درایتا ) در پلتفرم های زیر پشتیبانی می شود . لینک زیر را کپی کن ببر تو پیام رسانت ایتا : https://eitaa.com/vardanjaniha سروش : https://splus.ir/Vardanjaniha بله : https://ble.ir/vardanjanihaa تلگرام : https://t.me/vardanjanihaa کپی کردی لینکو ؟ یا در هر پیام رسان جستجو بفرمایید ، فرهنگ و اصطلاحات وردنجان |
ـــــــــــــــــــــــــ
اشعارحیدرعلی کریمی با اصطلاحات وردنجانی ( صوتی )
فرهنگ و اصطلاحات وردنجان همه حروف
ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ