فرهنگ و اصطلاحات وردنجان

اصطلاحات ، واژه ها ، گویشها  و تمدن  وردنجان

نان های زمان قحطی در وردنجان - صوتی

نان های زمان قحطی در وردنجان - صوتی

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم

اومَدَم مَتَل بوگَم به نام آن کس که نَخُفت 1

هوشْکی هوچّی نَمگِدوگفتنیا بایدگفت

تاریخ شهرمون از اوسّاها بازگو نشد

لااقل ایی که می گیم گفتن و باید که شُنُفت

***

او قدیما که منم یاد نَمدَم از وردنگون

قَحدی کشوری بیدُ ، می مُردن بهر یِه نون

آفتِ مَلَحْ ، هَمی چَک چَکیّا که ما می گیم

یا ایی که کوره می شد ، خوشه ی گندم از درون

***

قَحدی کشوری2 داشتیم اَجنَبی بانی بید

باعث مرگ هزار هزار ایرانی بید

خدا لعنتشون کرده و تکرار شود

که رفتار همه ، نه سان انسانی بید

***

برا مرد خُویْلی بَدِس بِچا شا گُشنه بیبیند

اگه راهی باقی نیس می رِد عَلَف آش می چیند

زن باید خمیر کوند با عَلَف آش نون بپزد

تا ایی که پیرُ جِوون بِرِد سر سفره بیشیند

***

نون اُوُردَن تو خونه نِشونه ی مردونگی است

حفظ جون و ایمون ، آداب بندگی است

موچه و شِنگِک و پاغِلاغ وسیر یا عَلَف آش

نونِ عَلَفی می شد , که مرز مرگ و زندگی است

***

همی ارزِن که خوراک کوفتَرُ پرنده‌ هاس

می دونستی که یِه روز نجات جون آدماس ؟

خمیرش می کردن البته نه در حد تاغار

نونِ ارزِنی می شد ، می خوردن از شکرخداس

***

دونِ بَرْزِکا می کاشتن، عَلَفِش جارو می شد

خَرمَنِش می کردنُ ، جا خَرمَنِش پارو می شد

بَرْزِکا خمیر می کردن ، بِپَزَن نون بَرْزِکی

روغنش روغن چِراغ و یه کَمِش دارو می شد

***

دونه ی هُلَّر اگه دیدی سلامم بِرِسون

کالای تجاری بید به سرزمین و آسمون

به جا هُلَّرا قسم که زیمینش مرغوبس

کاشته می شدهُلَّر برکت به صدفزون

***

دونِه ی هُلّر اگه دیدی ، سلامَم بِرِسون

اگه نَسِّدی تا حالا یه کمی بِرْ بیسّون

خمیرش نون هُلَّری و اُوْ پَزِش عَینِ نُخُت

بو دادِشَم چَرَزی ، زِمَسدون و تابِسّون

***

مَعَ العُسْرِ يُسْرا ، داد نوید آن مردم

کاشته شد جو ، دونه ی بهشتی گندم

این همه نعمت و لطف ، که از‌خدا نازل شد

نون جو همیشه بید و گای تای نون گندم

***

نون جُوَم تیغ تیغی و خوردنش چاره نبید

آرچی می شد نه که نَک ، پیر زنم کاره نبید

گندومم با آفتِش اَی می شد بار آسیو

آسیوشون اویی بید بوگم که همواره نبید

***

سالها سال گذشت‌ُ مردم از ایی امتاحان

سربلند و همه شاکر به خداوند منّان

بار گندم خرمنی و، کاه و دون انبوه شد

رعیتم خوشحال گشت ، با رحمتی از این به آن

***

نون می پختن نون خشکه ، نون یُخِه جامون خالی

نون بُویْتِه ، نون خوشوا ، نون دستی دووالی

ماس و کنجد و زیره ، عَدُوِه با گلِ رنگ

می زنن شادونه خاشخاش ، به روی قاقولی

***

یا رَب این رزق حَلال است خدای را شکر

زادَاَللّهُ النَعَم بی ملال است خدای را شکر

بَرَکَةً لِلباذِلین و مغفرت بر مومنین

لطف یَابْنَ الْحَسَنْ ، قائم آل (عج) است خدای را شکر

***

پَعْن شد سفره در ایی شعر به نامی زِ اَمین

برکت داد به ایی نون ، خَیرَ الرَّازِقِینَ

گفت : بیتی کریمی ، همه‌ از باب کریم

جَعم گشت سفره به ذکرُ حمدَ الشاکرین

***

شعر از : حاج حیدرعلی کریمی وردنجانی ( نویسنده وبلاگ )

سفره دنیا و آخرت پراز رزق حلال ان شاءالله

به‌ برکت #اللهم_صل_علی_محمدوآل_محمدوعجل_فرجهم

فهرست مطالب وبلاگ

برای مشاهده کانال یا شنیدن یا ذخیره فایل صوتی ، لطفا" پیوند را کپی کرده سپس در پیام های ذخیره شده یا صفحه ای دیگر الصاق و روی آن کلیک یا ضربه بزنید .

https://eitaa.com/joinchat/2212758261Cd3a12a5b87

کانال پشتیبان صوت وبلاگ در ایتا

ــــــــــــــــــــــ زیرنویس ـــــــــــــــــــــــ

1 - نَخُفت = لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ : قسمتی از ( آیت الکرسی ) آیه 255 سوره مبارکه بقره

2 - قحطی کشوری : تاریخ کشور عزیز ایران سه قحطی بزرگ را ثبت کرده که نمونه آن در سال 1296 شمسی است ، این قحطی را اجانب قحطی بزرگ و هولناک نامیدند ، تاریخ فراموش نخواهد کرد که خارجی‌ها چه بلایی بر سر ایرانیان آوردند، بلایی که بلای سیاه بود وبرخی را به حد جنون رساند وتا مرزخوردن گوشت انسان ...

***

* ترجمه اصطلاحات به ترتیب حروف الفباء

آرچی = دستاس

آسیواُیی = آسیاب آبی ، این آسیاب که سنگ آسیاب آن توسط انرژی آب و اتصالات مربوطه به حرکت در می آمد فصلی بود زیرا امکان انتقال آب به علت آبیاری زمین های کشاورزی درهمه فصل از مسیر آسیاب امکان نداشت ، از طرفی آبی که از خروجی آسیاب خارج می شد بعلت ارتفاع پایین قابل استفاده برای کشاورزی نبود وبه زمین های کشاورزی سوار نمی شد . این آسیاب که جزو تاریخ و تمدن وردنجان بود و می توانست به عنوان اثر باستانی مورد توجه قرار گیرد به علت بی توجهی مسئولین وقت تخریب و از بین رفت

آسیوشون = آسیاب روستا

امتاحان = امتحان

اُوْ پَزِ = آب پز

اوسّاها = قبلاً ، دوران قبل ، زمانی پیش

اویی = آبی

اَی = اگر

ایی = این

بار آسیو مقدار بذری که قابل آسیاب شدن با آسیب باشد

بِچا شا = اهالی خانواده ، عیال ، زن و بچه ، زن

بَدِس = بد است

بِرْ = برو

بَرْزِک = دانه برزک یا دانه بزرک

بو دادِشَم = پس از خیس دادن دانه هّلَّر ( خُلَّر ) داخل ظرف فلزی برشته یا بوداده می شد ، هُلَّر بوداده ، هُلَّر برشته

بوگَم = بگویم

بید = بود

بیسّون = بخر ، خریداری کن ، بگیر

پاغِلاغ = |پا غازی

پَعْن = پهن

تابِسّون = تابستان

تاغار= تغار ، ظرفی بزرگ سفالی برای تهیه خمیر و استفاده های دیگر

تیغ تیغی = بسیار سُک و ساقه داشتن ، سوزن سوزنی

جا خَرمَن = زمین تسطیح و کوبیده شده که محل خرمن و خرمن کوبی بود

جا هُلَّرا = نام املاکی شش دانگ از وردنجان که کاشت هُلَّر صورت گرفته و معروف به جاهُلَّرا هستند

جَعم = جمع

چَرَزی = تنقلات

چَک چَکیّا = چَک چَکی ها ، ملخ ها ، ملخ های کوچک

خاشخاش = خشخاش

خُویْلی = خیلی

دون = دانه

روغن چِراغ = روغنی که از بَرزک یا بَزرک گرفته می شد و در مصرف سوخت استفاده می شد

زِمَسدون = زمستان

شادونه = شاهدانه

شِنگِک = شَنگ ، در اصفهان لیلی شنگ ، آلو شنگ ، لیلو شنگ می گویند

عَدُوِه = زرد چوبه

عَلَفِش جارو می شد = منظور جارویی که با ساقه گیاه برزک ( بزرک ) ساخته می شد ، جارو برزکی

عَین = مثل ، شبیه

قاقولی = نان کاکولی

قَحدی = قحطی

کاره نبید = کاری ازدستش بر نمی آمد ، چاره ای نداشت

کاه و دون = اصطلاحی مبنی بر کیفیت و کمیت به معنی کاه و دانه ( خوراک حیوان و انسان )

کوره = کورک ، آفتی که باعث می شد دانه های گندم داخل خوشه خود بخود سوخته و سیاه و غیر قابل استفاده شود

کوفتَر = کبوتر

گای تای = گاه به گاهی

گُشنه = گرسنه

گلِ رنگ = گل کوشه ، گل کافشه

ماس = ماست

مَتَل = داستان ، قصه

مَلَحْ = ملخ، اصطلاح مورُ مَلَح یعنی موریانه و مَلَخ

موچه = گیاه مچه

می رِد = می رود

نبید = نبود

نُخُت = نخود

نَسِّدی = نخریذی ، نگرفتی

نَک = آرد شدن ، پودر شدن

نَمدَم = نمی دم

نَمگِد = نمی گوید

نون ارزِنی = نانی که باارزن پخته شود ، خمیر ارزن کَم رِی ( کَم پِی ، کَم پِت ) ودر حد دو سه چانه تهیه می شد چون تلخ مزه و خوش خوراک نبود فقط در حد جلوگیری از گرسنگی تهیه می شد این خمیر مثل کاه گل بود و به تنور نمی چسبید به سختی و حتی آب زدن به پشت خمیر و فشار به تنور نگاه داشته می شد تا چسبیده و بپزد .

نون اُوُردَن = هزینه خانواده را تهیه کردن ، تهیه امرار معاش

نون بَرْزِکی = نان برزک یه نان بزرک

نون بُویْتِه = چانه خمیری که به شکل نان ساندویچ ساخته می شدو روی آتش قرار می دادند ، نان حجیم مغز پخت و خوش مزه ای

نون جو = نان حو

نون خشکه = همان نان خشکه است ولی با تنور گلی و آتش هیمه یا هیزم طعم دیگری داشت

نون خوشوا = نانی که قبل از وَر آمدن خمیر پخته شود . نانی که فوری تهیه می شد

نون دووالی = نانی حجیم بین نان نرم و نان خشک و بسیارخوش طعم

نون عَلَفی = نانی که با گیاهان خوراکی پخته می شد ، ماده اصلی این نان به اصطلاح وردنجانی ها شِنْگِک ، و به اصطلاح شهرکردی ها و حومه شنگ و به اصطلاح اصفهانی ها آلو شنگ یا لیلی شنگ یا لیلو شنگ است و ازگیاهان خوراکی دیگر در حد طعام دهنده و سلیقه استفاده می شد .

نون هُلَّری = نانی که از هُلَّر ( خُلَّر ) پخته می شد

نون یُخِه = نان نازکی که روی صفحه فلزی به نام تابه (تُوِه) پخته می شد ، نون تُوِه ی ، درگویش بختیاری نون تیری نیز گفته می شود زیرا چانه خمیر به وسیله چوبی باریک حدود یک متر پهن و روی تابه فلزی ( تُوِه ) گذاشته می شود

نیس = نیست

هُلَّر = خُلَّر ، سنگک ، با نام علمی ( Lathyrus ) دانه ای مثل نخود و مثلثی شکل قابل مصرف برای انسان و دام ، در زمان قحطی و نبود گندم دانه های هُلَّر را آرد می کردند و نان هُلَّری می پختند ، همچنین مثل عدس یا نخود و لوبیا پخته می شود و قابل مصرف است ، بوداده یا برشته آن را هُلَر بوداده می گویند درمناطق کیار استان چهارمحال و بختیاری از هُلر بوداده و خرد کرده آن درغذای کوفته استفاده می شود ، خرد کرده دانه هُلر به نام کِرکِرِه خوراکی برای گاو است . محصول هُلر از کشت های مهم استان چهارمحال وبختیاری از جمله منطقه کیار که شامل شهرها و روستاهای تابعه است و همچنین شهرهای طاقانک و وردنجان بوده که در تجارت هم نقش به سزایی داشته است .

هَمی = همین

هوچّی = هیچ چی ، هیچ

هوشْکی = هیچ کس

وردنگون = وردنجان قدیم ، وردنجان

فهرست مطالب و بلاگ

اشعار صوتی وبلاگ علاوه بر کانال ( زنگ خبر وردنجان درایتا ) در پلتفرم های زیر پشتیبانی می شود .

ایتا :

https://eitaa.com/vardanjaniha

سروش :

https://splus.ir/Vardanjaniha

بله :

https://ble.ir/vardanjanihaa

تلگرام :

https://t.me/vardanjanihaa

یا در هر پیام رسان جستجو بفرمایید ، فرهنگ و اصطلاحات وردنجان

سه شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 20:11
حاج حیدرعلی کریمی وردنجانی
مطالب قدیمی تر
مشخصات وب
فرهنگ و اصطلاحات وردنجان ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ

لطفاً انتشار و کپی برداری و استفاده  مطالب این وبلاگ صرفاً در رسانه ها با ذکر منبع صورت گیرد
(فرهنگ و اصطلاحات وردنجان)
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • ایمیل
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
ازهمین نویسنده
  • خاطرات سربازی
  • دانستنی های سربازی
  • سربازی درسایر کشورها
  • طنز و منز سربازی
  • گوناگون سربازی
آرشیو وب
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • دی ۱۴۰۱
  • آبان ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۴۰۱
  • تیر ۱۴۰۱
  • اردیبهشت ۱۴۰۱
  • فروردین ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۰
  • دی ۱۴۰۰
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای فرهنگ و اصطلاحات وردنجان محفوظ است .