قابی برای شعر مرحوم حاج اکبرعلی رفیعی پدر شهیدعبدالعلی رفیعی
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین وعلی اولادالحسین وعلی اصحاب الحسین
معمولاً هدیه ی که می آورند راارزشمند می دانیم و بخوبی از آن نگهداری می کنیم .
زیرا هدیه ، نشانه گذشت و فداکاری هدیه دهنده است .
هدیه آن چیزی است که علاقه مندان به عزیزان خود می دهند ، تا یک احساس ماندگار برجای بگذارند ، هدیه نشانه وفاداری است .
هدیه چیزی است که با احساس رضایت و بدون در نظر گرفتن چشم داشت به شخصی دیگر تقدیم میشود .
هدیه چیزی است که آن را به رایگان میبخشند.
عده ای هدیه را از طرف خدا می دانند.
عده ای مایه خیر و برکت می دانند .
به هر حال سعی می کنیم بهترین مکان را انتخاب کرده تمام وجود ازآن مواظبت کنیم واگر هدیه معنوی باشدچه جایی بهتر از قلب
هدیه می تواند بر سه نوع باشد 1 – هدیه مادی 2 – هدیه معنوی 3 هدیه مادی و معنوی
معانی هدیه : ارمغان ، انعام ، پیشکش، تحفه ، تعارف ، خلعت ، رهاورد ، سوغات ، نثار ، هبه ، شیربها
شعری از طرف پدر شهید دارم که در این تارنما قاب می گیرم هرچند قاب کم ارزشی است .
***
در اواسط بهمن ماه 1363 بود که مرحوم حاج اکبرعلی رفیعی پدر( شهید عبدالعلی رفیعی عضو رسمی سپاه متولد 1340 تاریخ شهادت 11/8/1361 جبهه موسیان غرب کشور ) ملاقاتی از جانباز حیدرعلی کریمی فرزند مرحوم مشهدی محمد قلی کریمی داشتند، هرچند حضورشیرین این بزرگوار مایه خرسندی و برکت و روحیه به یک جانباز جنگ تحمیلی بود لیکن طبق رسم و رسوم وردنجان با یک پاکت نبات انجام گرفت که تا مدت ها از آن نبات به عنوان داروی شفا بخش استفاده می شد . و این حضور با یک هدیه مادی و معنوی صورت گرفت .
مرحوم حاج اکبرعلی رفیعی ضمن انجام امورات کشاورزی شاعر و مدیحه سرا نیز بودند .
وا شعار زیادی بصورت پراکنده در وردنجان دارند که لازم است یک نفر در جمع آوری و چاپ آن کوشش نماید .
وی در این ملاقات فی البداهه اشعاری در وصف جانباز می سرایند .
حیدرعلی کریمی که مدعی شاعری بود تا با مشقّت زیاد قافیه و مصراعی ردیف کند متحیّر می ماند .
پس از چند روز با هزار زحمت خطاب به پدر شهید چنین می نویسد .
شاعرا دان که همتای تو در میهن نیست
خوشه ها هست ، لیک لایق خرمن نیست
مشکل است آنچه تو گویی ، بگویم من هم
معنی است آنچه سُرایی که توانش من نیست
شعر پر ریشه و شاخه نتوان تصویر کرد
چون که آن سرو بزرگ را طاقت بردن نیست
آنچه را ترسیم کردم نی بود قبال آوازه تو
آنچه آوازه توست بدان که بطن (1) من نیست
کرده صبرت صدبرابر ارزش شعرهای تو
شعرت آوای ایوب است ، سُرایش من نیست
قطعه ای شعر نشد هدیه ی ناقابل به تو
تو خودت قابل شعری و به عکس که لیاقت من نیست
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زیرنویس : (1) بطن به معنی درون و محتوا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* مرحوم حاج اکبرعلی رفیعی پدر شهید مجدداً جواب می دهد .
ای شده نام تو هم نام علی ساقی کوثر حیدر
مرحبا برتو و بر ذوق خرامان حیدر
من کجا و لطف بی همتای تو ای سرفراز
در میان سرفرازان همچوخورشیدی تو حیدر
ای نهاده بر سرت تاج سعادت دست حق
شُهریه ی آفاق و گشته نام زیبای تو حیدر
اشک شوقم شد روان ازدیدن اشعار تو
خویشُ را کردم فراموشُ شدم دیوانه خط تو حیدر
جان تازه داده ای بر جسم بی جان رفیعی ، لحظه ای
دیده ام روشن شد از دیدن آن خط زیبای تو حیدر
کی گمان بردم کنی یادی از این پژمرده دل
ای به روز رزم بی همتا و بی سانی تو حیدر
کرده ای شرمنده ام با شعر پر معنای خود
نیسُتم من خوشه چینِ خوشه چین های تو حیدر
ای شده جانباز و در راه رضای کردگار
هستُ نزد سرور آزادگان اجر تو حیدر
در دو عالم رو سفید و سربلند گشتی یقین
در پناه حضرت خطمی مآب باشی تو حیدر
از خدا خواهم همیشه عزّت و پیروزیت
پیرو خط امام و زاده خیرالنسا باشی تو حیدر
گر که خواهم شرح وصف تو نگارم سر به سر
بایدم اشجار عالم صد هاکنم دفتر از بهر تو حیدر
من چسان حیران نمایم این همه لطف تو را
رهبر مستضعفان باشد دعای گوی تو حیدر
حضور برادر عزیزم حیدر کریمی امیدوارم درکارهایت موفق و پیروز باشی انشاءالله
ارادتمند اکبرعلی رفیعی
ــــــــــــــــــــــ
هرچند این مشاعره ادامه داشت و لی فعلاً بهانه ای است برای قاب شعر و همواره یادمان باشد
شادی ارواح طیبه شهدا و خانواده های گرامی شان صلوات بر محمد وآل محمد
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّدوَعَجِّلْ فَرَجَهُم
ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ