آشنایی با لهجه ی شیرین وردنجانی
* مقدمه
قصد داریم در خصوص آشنایی با لهجه شیرین وردنجانی صحبت کنیم امّا در مقدمه خوب است ابتدا نظر بعضی اندیشمندان و بزرگان را در مورد زبان مادری بدانیم تا بیشتر به اهمیت آن پی ببریم .
* پروفسورمحمودحسابی فیزیکدان و بنیان گذار فیزیک و مهندسی دانشگاهی درایران : نه سبزم نه قرمز ، زبان مادریام را یاد بگیرم، برایم کافیست .
* دکتر شریعتی اسلام شناس ، جامعه شناس ، فعال سیاسی و نویسنده : وقتی يک روشنفكر با «خويشتن» ميگسلد و اين خويشتن عبارت از تاريخ و فرهنگ و سنت و زبان و ادب و محتوای معنوی وجودی ملت يعنی مليت وی است و ناچار، خلاء وجودی خود را با محتوای فرهنگی ديگری پر می كند، انسانی بيگانه با خويش می شود و اين «غير» همچون «جن» در ماهيت و شخصيت ملی او رسوخ و حلول مي نمايد و آنگاه او عوضی حرف می زند و عوضی نظريه می دهد و راه را هم عوضی انتخاب می كند و عوضی عمل می كند. چون به تعبير عاميانه، اما پرمعنی، او به راستی يک «آدم عوضی» است.
* سيدجمالدين اسدآبادی متفکرو مبلغ اندیشه اتحاد اسلام: هر ملتی كه زبان خود را فراموش كند تاريخ خود را گم كرده است و عظمت خويش را از دست داده است و برای هميشه در بندگی و اسارت باقی خواهد ماند .
* مهاتما گاندی حقوق دان هندی : کسی که زبان و ادبیاتش را نخوانده باشد، تاریخش را نخواهد دانست و آن کس که تاریخش را نداند آیندهای ندارد.
* مارتین هایدیگرفیلسوف آلمانی : اگر زبان ملّتی از بین برود آن ملّت هم از صحنه هستی خارج شده است.
* لودویگ یوزف یوهان ویتگنشتاین فيلسوف اتریشی قرن بیستم در رشته های «ریاضیات ، زبان و ذهن» می گوید : زبان من جهان من است و جهان من زبان من.
* لردجرج براون سیاستمدار، فعال سیاسی و رهبر اصلی حزب کارگر بریتانیا : اگر پدران و مادران معتقد باشند و بدانند زبان آنها مهم و ارزشمند است، با زبان خود با بچه هايشان صحبت میكنند.
* اِمه فرنان داوید سزر شاعر سیاه پوست و چهره مهم ادبیات فرانسه : هر فرهنگي براي اينكه شكفته شود. نياز به چارچوبي دارد و به ساختماني كه زبان را میتوان دراين چهارچوب قرار داد.
* جان استوارت میل ، فیلسوف بریتانیایی در زمینه های منطق ، شناخت شناسی ، اخلاق ، اقتصاد و سیاست : اگر استعمار بخواهد كه ملتي را وابسته خود سازد نخست سراغ هويت و زبان آنها ميرود، اگر ملتي فرهنگ (زبان و نژاد و ...) خود را از دست بدهد ، استحاله ( حالی به حالی شدن) و آسيميله ( فرهنگ پذیر و سلطه پذیر ) می شود.
*** نظر سازمان های بین المللی
* سازمان يونسكو : كسی كه نتواند به زبان مادري خود بنويسد و بخواند بي سواد محسوب ميشود.
* نظريه ی جامعه شناسان : زبان مادري با شير مادر در جان شده و با مرگ از تن بيرون ميرود و تحميل زبان ديگر به كودكی كه تازه شروع به حرف زدن نموده جنايت محسوب ميشود.
* نظريه استعماری هيتلری : بطور كلي براي معدوم و منقرض ساختن يک ملت با تمامی عقايد و فرهنگ مربوطش تنها كافي است زبان آن ملت و قوم از بين برده شود! ( زبان مادری ، خط مقدم است)
* آیا می دانید : به خاطر اهمیت به زبان مادری ، روز21 فوریه دوم اسفند، از طرف یونسکو ( سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد ) به عنوان « روز جهانی زبان مادری» نامگذاری شده است ؟
هویت فرهنگی
آقای علی بلوکباشی نمونه برجسته نویسنده و پژوهشگر در حوزه مردم شناسی می گوید : جوانان باید با گذشته و فرهنگ گذشته ایران آشنا شوند، فرهنگ گذشته هویت ما را میسازد. تا زمانی که شناختی از گذشته نداشته باشیم، نمیتوانیم هویت خودمان را حفظ کنیم
ویکتور هوگو شاعر و داستان نویس فرانسوی می گوید : برای نابود کردن یک فرهنگ؛ نیازی نیست کتاب ها را بسوزانید، کافی است کاری کنید مردم آنها را نخوانند.
* گذشته تاریخی، حماسه های آباد و اجدادی، سرزمین نیاکان، زبان مادری، باورها و سنت های طایفه ای، مفاخر ملی، اسوه های دینی و ... هویت فرهنگی جامعه را تشکیل می دهد. هویت فرهنگی یک جامعه به سه عامل «تاریخی ، زبانی و روان شناختی» بستگی دارد . ما سعی کردیم در وبلاگ فرهنگ و اصطلاحات وردنجان در حد توان نه آنطور که شایسته مردم عزیز و شهید پرور وردنجان و خوانندگان است طی مقالات فرهنگی و تاریخی حتی درقالب شعر به این سه اصل جامه عمل بپوشانیم و تا کنون با توکّل برخدای متعال بیش از 4400 هزار اصطلاحات رایج در وردنجان را به ترتیب حروف الفباء نگارش کردیم و دراین صفحه سعی می کنیم بازهم در حد توان به آشنایی با لهجه شیرین وردنجان که نمایی ازعامل زبانی است بپردازیم « زبانی که خدای متعال که در آیه 4 سوره مبارکه ابراهیم از آن به عنوان فرهنگ و فرهنگ سازی نام برده « وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ ...» ترجمه « و ما هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم...»
*** زبان وردنجانی
* زبان وردنجانی زبانی فارسی است که با گویش و لهجه شیرین وردنجانی بیان می شود . در بعضی موارد از لحاظ نوشتاری اشتراکاتی با سایر مناطق استان یا استان های دیگر از جمله استان اصفهان و حتی درمواردی با گویش تهرانی نیزآمیخته است .
* بعضی اصطلاحاتِ خاص وردنجانی مثل : یه قِتِّره (یه ذره ، یه کم) ، چه بارطی (چجوری ، چطوری) ، اوسّا (آن وقت ، موقعی که ، اووَخت )،کوفتَر( کبوتر)، یِه عَحوایی ( یه اندازه ای ) ، یِه رادِ ( یک باردیگه ) ، گوشولی ( گوشه ای کوچک) ، سُکُنجُلی ( نبش و زاویه دیوار) ، ایسّی دِ ( لحظه ای دیگه) ، یِه ایسّی دِ ( یک لحظه دیگه ) یِه ایسّیری دِ ( یه لحظه دیگه ) ،تاغافِلی (ناغافِلی ،یِهویی) ، یِه تُوْ (یک برهه ای از زمان ، یک زمانی)، شَمبه ی دِ ( شنبه آینده ، یِه پاره ها ( بعضی ازمردم ، گروهی ) ، یه لَک ( یه مدتی ، یه منطقه ای ) ، خُویْلی (خیلی ) کُویْک (کِیْک) ، دُندِه (زنبور) «دُندِه زردی» «دُندِه سُرخی») ، چوجی (گنجِشک) ، پَعلی (پهلو ، ناحیه کلیه) ، آینِک (عینک)، تِلوندَن (چِلوندَن) ، تابیت(تابوت)، خالاشوندَن (خراش دادن) ، کُجی (دکمه) ، اُویْر (ابر) ثُغاب (ثَواب) جُغاب (جَواب) ، شُویْدر ( شَبدر)، مَتَل ( قصه)، تِسّوندن ( تخمه شکستن و خوردن) چاشت (ظهر) ، پَرپون با تلفظ «Parpün» یعنی (متبرک کردن به ضریح)، و صدها کلمه دیگر ...
* بعضی اصطلاحات هم مشترک با اصطلاحات اصفهانی هاست که تعدادشان صدها اصطلاح است مثل : آش بَلگ ( آش با خمیر رشته رشته شده ) ، وَخی ( بلندشو ) ، سُماخ پالون ( آبکش ،آش پالون) ، یِختِه یا یِخدِه به معنی یه ذره که در اصفهان یُختِه یا یُخدِه تلفظ می شود ، بُوْسوره (پدرشوهر یا پدرزن) ، خارسو(مادرشوهریا مادرزن) ، جَخت (الان) ، چوری (جوجه)، لولیدن (تکان خوردن ، وول خوردن ،جُم خوردن) با این تفاوت که در وردنجان با گویش (Lülidan) تلفظ می شود ، چِرکوندی (چرک آلود) جَل باش ( جلد باش ،زودباشد) ، گِل (آویزان ، متصل کردن) ، چُم ( نمی دونم) بِسّون یابیسون ( بگیر، بِخَر) بیگیرون (روشن کن) ، همچنین اضافه کردن اِس به آخر کلمات مثل سیبِس ، خودکارِس ، خیالِس و بَیان کلماتی با کسره به جای فتحه مثل پِنیر ، تِراز ، خِراب ، خِمیر ، فِرار ، طِناف ( طَناب) و ... البته عده ای محققان معتقدند مردم چهارمحال وبختیاری بجز بختیاریها و قشقائی ها مهاجرینی می باشند که از استان اصفهان بخصوص ازشهر نجف آباد ، زرین شهر ،سده و گلپایگان به این منطقه کوچیده اند و در نتیجه توانسته اند زبان اصفهانی قدیم را دراین منطقه حفظ نمایند .
* اصطلاحاتی هم مشترک با شهرستان قُم ، شهر گلپایگان و شهر صغاد آباده وجود دارد مثل : نَمدونَم و...
* بعضی از اصطلاحات هم رایج و عامیانه هستند که دربعضی مناطق استان چهارمحال و بختیاری و سایر مناطق ایران بکاربرده می شود . مثل : اُوْ ، چینِه ، دیفار ، چوق ، گُنبَز ، چایدَن ، اُوْشا ، اُشناری ، بُرگِه ، سُکُل ، اُرُسی ، و...
* اصطلاحاتی هم مشترک با گویش تهرانی وجود دارد مثل : پاپَتی ( یعنی پای برهنه در تلفظ تهران قدیم)، پاقدم ، تَرگُل وَرگُل ، گای گُدَر، لاجون و... که ان شاءالله درفرصتی مناسب در مطلبی جداگانه به آن خواهم پرداخت .
* نکته
جالب است بدانید روستای تومانک (واقع در 11کیلومتری وردنجان ) و شهرک چوبین ( واقع در56 کیلومتری وردنجان ، ازتوابع شهرستان فارسان ) اشتراکات فرهنگی زیادی مثل : لهجه ، اصطلاحات ، گویشها ، مراسمات و سنّت ها ، ضرب المثل ها ، رفتارها و ... دارد که گویا قدم به وردنجانی دیگر گذاشته اید و دلیل آن ایجاد این دو روستا بخاطر مهاجرت وردنجانی ها در بدو شکل گیری و تشکیل روستا بوده است . البته تعدادی ازساکنان روستای تومانَک تُرک زبان ومهاجرین روستای هرچگان ( واقع در9 کیلومتری وردنجان) هستند اما لهجه وردنجانی غالب بر گویش ترکی است . روستای چوبین هم وردنجانی الاصل هستند که حتی در مقطعی از تاریخ وردنجان نام برده شده. «احساس هویت»①
*** لهجه ی شیرین وردنجانی
یکی از شیرینی های لهجه ی وردنجانی این است که علاوه بر نوع گویش و ادای کلمات که خاص وردنجانی هاست ، استثناء زیاد دارد و نمی توان فرمول یا تعریف ادبیاتی کلی برای یک سری از تغییرات در واژه ها مطرح کرد مثلاً نمی شود یک قاعده کلی تعریف کرد که در چه کلماتی و در چه جایگاهی الف تبدیل به عین می شود مثل (احمد به عَحمِد ) زیرا در کلمات دیگر مثل: اکبر ، اصغر ، اقدس و... چنین نیست ، یا در کجا « ــِ ی» تبدیل به « ــُ ویْ» می شود مثل (خیلی به خُوْیلی ، Khöyli) زیرا در کلمات دیگر مثل: میلی ، عیدی ، غیبی ، کیفی ، چنین نیست ، همچنین در اصطلاح عامیانه چِلوندن «چ» تبدیل به «ت» شده و (تِلوندن) تلفظ می شود .
بدیهی است که این امر قدمت هزاران ساله و ناشناخته وردنجان را می رساند همانگونه که درتاریخ وردنجان اسامی به عبارت : ( وردنجان ، ورتنگان ، وردنگون ، وردیقان ، وردیجان ) آورده شده است .
در بیان لهجه شیرین وردنجانی بگویم هرچند با متن نمی شود شکل اصلی صوت و گویش شیرین وردنجانی را بیان کرد امّا تاحدودی و صرفاً جهت «آشنایی» و درحد توان به آن اشاره خواهم کرد .
حتی بنده هم که حدود 9 سال ( از 8 سالگی تا 17 سالگی ) در وردنجان بزرگ شدم نتوانستم مسلط بر گویش وردنجانی شوم ) و حتی در تلفظ اشعارصوتی وردنجانی که سُرودم ضعف دارم .
* مردم وردنجان با تغییر بعضی «واجها» و صداهای حروف دارای لهجه خاصی هستند که آنها را از دیگران کاملاً متمایز میسازد به عنوان مثال در تلفظ «واو» از کلمه «کوچه» آن را اشمام کرده و چیزی مابین «او» و «ی» تلفظ میکنند (Küche). یا برای تلفظ انگور (Angür) می گویند .
در تلفظ وردنجانی :
الف) حروف («ع» و «ح» که حروف حلقی عربی هستند کاملاً با گویش عربی تلفظ می شود .مثل : بسم الله الرحمن الرحیم ، محمود ، عنکبوت ، تعمیر، معمولاً و ...
ب) در شمردن اعدادی که با (ه) شروع می شوند مثل « هَفت ، هَفتاد ، هَفتصد، و... ، هَشت ، هَشتاد ، هَشتصد، و...» ، حرف «ه» به حرف «ح» تبدیل و با غلظت حروف حلقی تلفظ می شود . مثل : حَفت ، حَفتاد ، حَفتصد، و ... ، حَشت ، حَشتاد ، حَشتصد، و... » . مثال : حَفتادُحَفت و حَشتادُحَشت ( حَفتادَحفد و حَشدادَحشد) ((هم مخرج بودن «د» و«ت» )) ضمناً «هفده و هجده» ( بصورت عامیانه هیوده . هیژده) تلفظ می شوند .
* نکته کلماتی مثل : «هال به معنی تالار »(حال) ،«هتک» (حتک) ،«هدر» (حدر) ، «هراس و هراسان» ( حراس وحراسون) ، «هَرزه» (حَرزه) ، «هَستِه (حَسِّه) ، «هَشتَک» (حَشتَک) ، «هفت تیر ، هفت سین» و ... (حفت تیر، حفت سین و ...) ، «هَفتِگی» (حَفتِگی یا حَفدِگی) ، «هَفته» (حَفته یا حَفده) ، «هَم زدن» (حَم زدن) ،«همزه» (حَمزه) ، «هَوا ، هوادار ، هواپیما ، هوافضا ، هواشناسی و ... (حَوا ، حوادار ، حواپیما ، حوافضا ، حواشناسی و ... ) ، «هَوَس» (حَوَس) ، «هُوْل ، هُول برداشتن ، هولناک (حُوْل ، حُول ورداشتن ، حولناک) ، «هویج» (حَویج) ، «هیز» (حیز) ، «هیولا» (حَوْلا) حتی «زَهره» (زحله) و دهها کلمه دیگر «ح» کاملاً حلقی و عربی تلفظ می شود .
ج) در کلماتی چون :مأمور ، اَلُو ، اَلان ، اَوَّل ، اَدا ، جُرأت ، اَرابه ، اَسب ، احمد ، قُرآن ، مأمون ، و دهها کلمه دیگر حرف «ا» به «ع» تبدیل و بدین ترتیب : معمور ، عَلُو ، عَلعان ، عَوَّل ، عَدا ، جُرعَت ، عَرابه ، « عَسم » عَحمِد ، قُرعان ، معمون ، تلفظ می شود . که حرف «ع» حلقی و عربی است .
د) در دو کلمه « ثَواب و جَواب » فتحه به ضمه تبدیل و بخش «وا» به «غا» تبدیل و (ثُغاب و جُغاب) تلفظ می شود.
ه) از حرف «دِ» به جای کلمه «دیگه» استفاده می شود مثل : (من دِ نیستم یعنی من دیگه نیستم ) که در همین صفحه مفصل توضیح دادم .
و) از اصطلاح «دیی» به جای کلمه «هم ، نیز، اینطور» استفاده می شود مثل : ( اونا دیی میان یعنی آنها هم می آیند) که در همین صفحه مفصل توضیح دادم .
ز) از حرف «دِ» به جای کلمه «آینده» یا«بعد»و «بعدی» نیز استفاده می شود . مثل : شنبه ی دِ ( شنبه آینده ) که درهمین صفحه بیشتر درموردآن توضیح دادم .
ح) از پسوند «لی، Lee» هم در مورد «اندازه ها» مثل: کوچولی ( بسیارکوچک) ، پَعنالی (پهن مانند) تیزولی (نوک تیز) یا در «صفت بیانی» مثل زردولی ( زرد مانند) یا به عنوان آلودگی مثل چرکولی ( چرک آلود) چَسبولی ( چسب آلود ، چسب مالی) استفاده می شود که مطلبی جداگانه در مورد آن با عنوان (پسوند (لی) ② درهمین وبلاک منتشر کردم
ط) از پسوند «اوندی ، Uondi» به معنی («آلوده شدن» و «ناک») استفاده می شود . مثل : گِلوندی (گِل آلود ، گل مالی) ، چِرکوندی (چرک آلود) خاکولی ( خاک آلود، خاک مالی)
ی) مردم وردنجان مثل اصفهانی ها و در همان حد به آخر بعضی کلمات (ـِ س) اضافه و گفتگو می کنند.
مثل : خودکارِس (خودکاره) ، سیبِس (سیبِه) و حتی اصطلاحات مشابه مثل : خیالِس ( خیاره) گابِس (گاوه)و...
ک) مردم وردنجان مثل اصفهانی ها بعضی از حروف را که فتحه دارند با کسره بیان می کنند .
مثل : پِنیر ، قِرار ، دِراز ، تِراز ، اِنار ، طِلا ، مِداد و ...
استثنائاتی هم وجود دارد
مثل : حَساب ، عَید
ل) مردم وردنجان به آنچه متعلق به آنهاست و مالکیت آن را دارند مثل : فرزندَم ، خودکارَم ،مِدادَم ، حرف ماقبل آخر که مفتوح است«ـَـ» را به مضموم «ـُـ» تبدیل و تلفظ می کنند مثال: خودکارُم ، مِدادُم ، خودُم ، ساکُم ، پسرُم ، ماشینُم ، دخترُم ، سردُم ، گرمُم ، لرزُم گرفت ، خُوُم ( خوابم) زنُم ، باغُم ، دوسُم ( دوستَم) رفیقُم ، وصدها کلمه دیگر
* نکته : گاهی « فتحه ــَ اول کلمه تبدیل به ضمه ــُ » می شود مثل : زَبان (زُبون) ، نَماز (نُماز) ، دماغ(دُماغ) و...
م) مردم وردنجان در لهجه شیرین وردنجان از اصطلاح «اَیْ» به جای کلمه «اگر» استفاده می کنند.
مثل : اَیْ تو با من بیایی ، اَیْ دعوتُم کردن میام ، اَیْ قبول شدم میرم امام رضا (علیه السلام) اَیْ عَیدی بدی میام خونه دون
ن) در لهجه وردنجانی کلمه «دور» (Door) (با گویش وردنجانی «واو» آن اشمام شده و چیزی مابین «او» و «ی») مثل (Dür) تلفظ می شود ، دارای دو معنی است که هم در مسافت مثل «دور» و هم در تاخیر یا «دیر» بکار برده می شود .
مثال اول : او از ما خیلی دور (Dür) است (مسافت) .
مثال دوم : چرا اینقدر «دور» (Dür) کردی؟ (تاخیردر زمان)
س) در لهجه وردنجانی «بود» (بید) ، «خیلی» (خُویْلی) ، «هیچ» (هوش، Hüsh) « دیروز» (دوروز ، Dürooz) تلفظ میشود لذا با توجه به استثنائاتی که در امثال این اصطلاحات وجود دارد ، اما همانطور که عرض کردیم از لحاظ ادبیاتی تعریف خاصی برای یادگیری آن نمی توان مطرح کرد .
ع) باتوجه به این که حرف «ت» و«د» هم مخرج هستند درگویش وردنجانی بصورت گسترده از حرف «د» بجای «ت» استفاده می شود که به چند مورد آن اشاره می شود ( نیسدَن ، رَفدَن، هَسدَن ، گُفدَن ، هَشدَن (گذاشتن) ، خواسدَن ، داشدَن ، ورداشدَن ، دوخدَن ، شیکَسدَن ، باخدَن ، تاخدَن ، تاخدوتاز، دَسِد دردنکوند) ... یا به جای باهاتون در جمله منم باهاتون میام تلفظ می شود منم بادون میام ، همچنین جمله های « بِچه ها دونم بیارید» ، «خوددونم بیایید» ، «کاری از دَسدون ساخته نیست
ف) در گویش وردنجانی گاهی در گفتمان ها برای تاکید و به کُرسی نشاندن کلام از تشدید ( -ّ ) استفاده می شود مثال اوّل :(یِکّی شون پیدا نیس یعنی حتی یک نفر ازآنها هم پیدا نیست) ، مثال دوّم : (هَمِّه شون اومده بیدَن یعنی تمام افراد آمده بودند) ، مثال سوم : «یِ سّاعَت» در جمله ی ( یِسَّعَتِس منتظرم یعنی یک ساعت است که منتظرم) یا در همین مثال :«یِ تِّیْم» در جمله ی (یِ تِّیْم بیا و بِرِه یعنی مرتّب رفت و آمد داری ، مرتّب میایی و میری )
ص) درگویش وردنجانی به جای (یی = ee یا I) در آخر کلماتی مثل : (خُوردی – Khordi ، شُدی – Shodi) از « کسره + یاء ساکن » ( ــِ + یْ) استفاده می شود مثل ( خُوردِیْ – Khordey ، شُدِیْ - Shodey) و بیشتر وقتها با کشش دوبار حرف « یاء ساکن) همراه است ، مثال : ( نون خُوردِییْ؟ ، تا حالا اینجا اومَدِیْیْ؟ )
ق) تلفظ افعال مضارع منفی بجای «نِمی …» از «نَم…» استفاده میکنند به عنوان نمونه «نِمیروم» را «نَم رَم(nam ram) تلفظ میکنند. (البته باید بگویم بعضاً نسل امروزی (Nem ram) تلفظ می کنندکه در حقیقت « نِم رَم » اصطلاحی مربوط به مردم شهرستان نافچ ( حدود 5 کیلومتر فاصله تا وردنجان) و مناطقی به طرف مرکز استان ( چالشتر ، اشکفتک و، مهدیه و شهرکرد ) است که روی فرهنگ وردنجان تاثیر گذاشته است .
بیتی از شعر طنز خواستگار وردنجانی③ سروده خودم که در وردنجان خیلی دست به دست شد توجه بفرمایید .
یکی شون پیشرفت کردِس بجا نََمخوام نَمشِد
نُوْچی می گفت دَم و پَسّا ، نِمخوام ، نِمشِد
* نُوْچ نام عامیانه شهرنافچ ( همجوار) وردنجان است
مثالی را برای تاثیر گذاری زبان بختیاری های عزیر و عدم تاثیر پذیری فرهنگی در مقاله (موسیقی دروردنجان وگذری برموسیقی دهکردی،موسیقی بختیاری ونقدی برموسیقی ترکی درچهارمحال و بختیاری )نوشته بودم لازم میدانم اینجا هم بیاورم .
درتاریخ 24 بهمن 1384 از طرف نیروی انتظامی ، ماموریتی اطراف مشهد داشتم که یکی از برادران سپاه ( آقای کوهرنگ ) نیز در این ماموریت مشترک بود لذا در فرصتی که پیش آمد سَری به هتل تیپ 44 قمر بنی هاشم (ع) استان در مشهد زدیم ، مسئول هتل برادر پاسدار مسلم آذریان فارسانی بود، دیدم تمام اهل کوچه اعم از کاسب و عوام با زبان بختیاری با وی صحبت می کنند ! پرسیدم آقای آذریان جریان چیه ؟ اینا مشهدی هستن یا فارسونی ؟!
جواب داد : از مدتی که من اینجا آمدم با تمام اهل محل با زبان بختیاری صحبت کردم و این محله همه زبان بختیاری را یاد گرفتند و چون در جشن ها آهنگ بختیاری از بلندگوی هتل پخش می کنم درخواست آهنگ بختیاری می کنند .④
ر) کِشِش آخر کلمات یا جملات در لهجه شیرین وردنجانی
1) کشیدن آخر کلمات یا جملات از ویژگیهای خاص در لهجه شیرین مردم وردنجان است.( مثل : نَمخاای ؟ ، نَمشــــــِد؟ ، میاری شوون ؟ میاید خونه موون؟ تُونَم میایـــِی ؟ اونام میاان ؟ پس تو کِیْ میایـــی ؟حالا ناراحتی برا یه کاغِــــــــــذ ؟ این نوع گویش معمولاً سوالی هستند .
2) گاهی حرف «آ» به آخر کلمات اضافه می شودو زیبایی و شیرینی خاص خود را دارد که یا با کِشش حداقل دوبار حرف آخر یا بدون کِشش تلفظ می شود این گویش معمولاً یا «خبری» هستند یا به عنوان «پاسخ» بیان می شوند .
مثل : اومَدَماا ، حالا میارَمشوناا ، خاله اینا میاناا ، می خوام برم دُکتُراا ، نَمرماا ، می رماا ، نَمخواماا ، میخواماا ، میسّونَماا ، نَمسونَماا ، و ...
3) گاهی به آخر کلمات (وا) اضافه می شود که این هم معمولاً یا با کِشِش یا بدون کِشِش است ، این اصطلاحات نشان تاکید و قاطعیت در گفتار دارد .
مثل : نَواا (مخفف نه وا یعنی نه اصلاً) ، آره واا (یعنی آره حتماً) ، بیاواا (بیای یا ، حتماً بیایی) نَیاواا (نیای یا ، اصلاً نیای) ّ تُوناواا ( درجمله راد نَمدَن تُوناواا یعنی تُو را اصلاً به آنجا راه نمی دن )
4) گاهی به آخر کلمات «دِ» و «وا» با هم اضافه می شود که می تواند با کشِشِش یا بدون کِشِش باشد ، و اینجا هم تاکید و قاطعیت در گفتاروجود دارد .
مثل : نَمخوان دِواا ( نمی خوان دیگه اصلاً ، نمی خوان اصلاً دیگه) ، بیاری شون دِ وا ( بیارشون دیگه حتماً )
ش) اضافه کردن حرف (دِ ،De) یا پسوند (دی ،Di) در گویش وردنجانی
پس از این که در بعضی از اشعارم اصطلاحات («دِ» و «دیی») را بکاربردم ، مخاطبان گفتگویی با من داشتند و اینجا بود که پی بردم فلسفه ای پشت این دو اصطلاح است و چه دیر به آن پرداختم
اگربا یک وردنجانی گفتگو کنید ، حرف ( دِ De) و اصطلاح ( دیی Di ) را مرتب خواهید شنید .
شنیدن حرف «دِ» که به عنوان پیشوند یا پسوند برای ( اسم ، ضمیر، فعل ) بکاربرده می شود، وشنیدن اصلاح « دیی » که معمولاً برای پسوند استفاده می شود ، هر چند برای شما تازگی دارد ولی جمله ی وردنجانی آنقدر مفهوم و گویاست که سوالی برای شما ایجاد نخواهد کرد زیرا باشنیدن آن ، منظور گوینده را به خوبی متوجه خواهید شد .
مثالی ساده بزنم : یک نفر وردنجانی پس از خواندن این وبلاگ به من می گوید ( پس تو حالام دیی دست از سر اصطلاحات وردنگون ورنَمداری ؟ مردم دِ نَمگَن ایی حرفا را ! ، ایی حرفا دِ قدیمی شُدِس !)
احتمالاً شما هم منظور گوینده را متوجه شدید .
اصطلاحات (دِ ،De ) و ( دیی ، Di) که در مکالمات وردنجانی ها اضافه می شود از اصطلاحات منحصر به فرد وردنجانی ها ست . ولهجه ی شیرین وردنجانی را شیرین تر می کند ، هرچند این اصطلاحات به صورت سینه به سینه تا کنون ادامه داشته لذا به نظر می رسد به مرور زمان این اصطلاحات به فراموشی سپرده شود . همانگونه که ( نَمخوام ، نَمشِد ، نَمتونَم... ) به ( نِمخوام ، نِمشِد ، نِمتونَم...) تبدیل شده است .
* در اینجا ابتدا شما را با ابیاتی از اشعار خودم که در این وبلاگ نوشته شده و صوت آن در پلتفرم های ایتا ، سروش ، بله و تلگرام هست آشنا می کنم تا مفهوم اصلاح ( دِ ،De) و ( دیی ،Di) روشن شود .
* بیتی از شعر( صوتی ) زائر وردنجانی امام رضا علیه السلام ⑤
سه یکشا ارباب می برد اونا «دِ» گردن نَمگیرم
تُرکی یَم سَرِد می شد آلّا یی قسم بیلمیرم
ــــــ***ــــــ
دو بیت از شعر( صوتی) روز جهانی وردنجان ⑥
دخترا و زن زولام «دیی» ، اومَدَن بازی کونَن
بِندازن پَر رو پاک بالا و شبیه سازی کونَن
***
بِچه ها م «دیی» تاخ می کردن،بازی شون وَرتیزونی
بازی موبایل نَبید ، نه اَکشن و نه دِستینی
ــــــ***ــــــ
یک بیت از شعر ، شعری برای مِلیکا ⑦
حالا «دِ» خبر نداریم ، ایی حرفا مَتَل شُدِس
یکّی بید یکّی نبید ، خدا پناه همه شون
ــــــ***ــــــ
متوجه شدید که اصطلاح «دِ» مخفف « دیگه » و اصطلاح «دیی» به مفهوم «هَم» یا «نیز» بکاربرده می شود ، البته ترجمه اشعار در آخر این مقاله آمده است .
قطعاً جابجایی «دِ» مثل جابجایی « دیگه» در جمله ، تغییری در معنا و مفهوم ایجاد نخواهد کرد
به چند جمله وردنجانی با مفهوم آن توجه بفرمایید :
من دِ نَمخوام ( من دیگه نمی خوام ) ، دِ من نَمخوام ( دیگه من نمی خوام ) ، نَمخوام من دِ( نمی خوام من دیگه ) ، دِنَمخوام من (دیگه نمی خوام من )
همچنین در جمله (مَنَم دِ نَمخوام ، د ِمَنَم نَمخوام ، نَمخوام دِ مَنَم ، نَمخوام مَنَم دِ)
مفهوم (مَنَم دیگه نمی خوام ، دیگه مَنَم نمی خوام ، نمی خوام دیگه مَنَم ، نمی خوام مَنَم دیگه ) کاملاً روشن است .
***
مثال هایی با گویش عادی و غلیظ وردنجانی « همراه با اضافه شدن «آ» و «وا»
جمله های عادی : (تُونا دِ نَمخوان) (دِ تُونانَمخوان) (دِ نَمخوان تُونا)( نَمخوان دِ تُونا )
با گویش غلیظ وردنجانی (تُونا دِ نَمخواناا) (دِ تُونانَمخواناا) (دِ نَمخوان توناا ، یا ، دِ نَمخوان تُونا وا)( نَمخوان دِ توناا ،یا، نَمخوان دِ تُوناواا ) به معنی تُورا دیگه نمی خواهند.
در مثال بالا متوجه شدید که در آخر بعضی جملات «آ» یا«وا» برای تاکید بیشتر از طرف گوینده اضافه شده است .
* چند جمله با بکار بردن اسم (مجید) و «دِ» در لهجه ی شیرین وردنجانی
( مجید دِ نَمخواد) (دِ مجیدنَمخواد) (مجید نَمخواد دِ) ( دِ نَمخواد مجید )
با گویش غلیظ وردنجانی : (مجید دِ نَمخواداا) (دِ مجید نَمخواداا ) ( مجید نَمخواد دِ واا) ( دِ نَمخواد مجیدا ، یا ، دِ نَمخواد مجیدا واا )
(مفهوم این است که مجید دیگه نمی خواهد یا مجید رادیگه نمی خواهد )
* چند جمله با بکار بردن اسم (مجیدَم) و «دِ» در لهجه ی شیرین وردنجانی
در جمله های :(مجیدم دِ نَمخواد) ( دِ مجیدم نَمخواد ) ( مجیدم نَمخواد دِ ) (دِ نَمخوادمجیدم)
با گویش غلیظ وردنجانی : (مجیدم دِ نَمخواداا) (دِ مجیدم نَمخواداا) (مجیدم نَمخواد دِواا) ( دِ نَمخواد مَجیدَماا) مفهوم این است که مجید هم دیگه نمی خواهد یا مجید را هم دیگه نمی خواهد)
درمثال های بالاهم متوجه شدید که «آ» و «وا» و «دِوا» برای تاکید بیشتر از طرف گوینده اضافه شد .
در جمله های : (دِ اونام نَمخوان) (نَمخوان دِ اونام) (نَمخوان دِ) (اونام د ِنَمخوان) (دِ نَمخوان اونام)( نَمخوانِش دِ) (دِ نَمخوانِش) (دِ مجیدا نَمخوانِش) ( مجیدا دِ نَمخوانِش) (دِ نَمخوانِش مجیدآا)
با گویش غلیظ وردنجانی (دِ اونام نَمخواناا) (نَمخوان دِ اوناماا) (نَمخوان دِ ، یا ، نَمخوان دِواا) (اونام د ِنَمخواناا) (دِ نَمخوان اوناماا)( نَمخوانِش دِ ، یا ، نَمخوانش دِ واا) ) (دِ نَمخوانِشاا) (دِ مجیدا نَمخوانِشاا) ( مجیدا دِ نَمخوانِشاا) (دِ نَمخوانِش مجیداا، یا دِ نَمخوانِش مجیداواا )
درمثال های بالاهم متوجه شدید که «آ» یا «وا» و«دِوا» برای تاکید بیشتر از طرف گوینده اضافه شد .
* توضیح این که هرگاه «دِ» به معنی دیگه در آخر کلمه یا جمله قرار گیرد می توان از ترکیب «دِوا» یا دِواا» برای تاکید و جدیت در گفتار استفاده نمود . مثال : نَمخوان دِوا یا بصورت کشیده نَمخوان دِواا) مثال دیگر: نَمخوانش دِوا یا بصورت کشیده نَمخوانِش دِواا)
***
مثال های زیررا بدون گویش وردنجانی (صرفاً جهت اطلاع ) می آورم
(اونارا دِ نَمخوان) (دِ اونارا نَمخوان) ( نَمخوان دِ اونارا ) ( دِ نَمخوان اونارا) به معنی آنها را دیگه نمی خواهند.
(اونارَم دِ نَمخوان) (دِ اونارَم نَمخوان) ( نَمخوان دِ اونارَم ) ( دِ نَمخوان اونارَم ) به معنی آنها را هم دیگه نمی خواهند.
(شمارا دِ نَمخوان) (د ِشمارا نَمخوان) ( نَمخوان دِ شمارا) ( دِ نَمخوان شمارا) به معنی شما را دیگه نمی خواهند.
(شمارَم دِنَمخوان) (دِشمارَم نَمخوان) ( نَمخوان دِ شمارَم ) ( دِ نَمخوان شمارَم) به معنی شما را هم دیگه نمی خواهند.
(مارادِنَمخوان) (دِمارانَمخوان) ( نَمخوان دِ مارا) ( دِ نَمخوان مارا ) به معنی ما را دیگه نمی خواهند.
(مارَم دِنَمخوان) (دِمارَم نَمخوان) ( نَمخوان دِ مارَم) ( دِ نَمخوان مارَم) ( نَمخوان مون دِ ) ( دِ نَمخوان مون ) به معنی مارا هم دیگه نمی خواهند.
(مادِ نَمیایم) (دِما نَمیایم) (نَمیایم دِ) ( دِ نَمیایم) ( نَمیایم دِ ما) ( نَمیایم ما دِ) ( دِ نَمیایم ما) به معنی ما دیگه نمی آییم
(مام دِ نَمیایم) (دِ مام نَمیایم) (مام نَمیایم دِ) ( دِ نَمیایم مام) ( دِ نَمیایم ) (نَمیایم دِ) به معنی ما هم دیگه نمی آییم
(مارَم دِ نَمیایم) (دِمارَم نَمیایم) (نَمیایم دِ مارَم) (دِ نَمیایم مارَم) به معنی ما را هم دیگه نمی آییم
(تُودِنَمیایی) (دِتُونَمیایی) (نَمیای دِ) ( دِ نَمیای ) ( نَمیای تُو دِ) ( دِ نَمیای تُو) ( نَمیای دِ تُو) به معنی تو دیگه نمی آیی
(شمادِنَمیایید) (دِشمانَمیایید) (نَمیایدشما دِ) (دِ نَمیایدشما) ( دِ نَمیاید) (نَمیاید دِ) به معنی شما دیگه نمی آییید
****
* شما را با صرف چند اصطلاح آشنا می سازیم
(دِ نَمیام یا نَمیام دِ) (دِ نَمیای یا نَمیای دِ) (دِ نَمیاد یا نَمیاد دِ) (دِ نَمیایم یا نَمیایم دِ) (دِ نَمیاید یا نَمیاید دِ) (دِ نَمیان یا نَمیان دِ).
(دِنَیْمَد یا نَیمَد دِ) ( دِ نَیمَدی یا نَیمَدی دِ) ( دِ نَیمَدید یا نَیمَدید دِ) (دِ نَیمَدَند یا نَیمَدَند دِ) (دِ نَیمَدیم یا نَیمَدیم دِ)
شما را با چند اصطلاح متفرقه آشنا می سازیم
(دِ بیا ، بیا دِ) (دِ بُخُور ، بُخُور دِ) ( دِبیسّون ، بیسّون دِ) (چُم دِ ، دِ چُم) (کاش دِ ، دِ کاش) (خُب دِ ، دِ خُب) (خُبِس دِ ، دِ خُبِس ) (وِل کون دِ ، دِ وِل کون) (بیاردِ ، بیار دِ) بَس دِ ، دِ بَس ) ( بَسِس دِ ، دِ بَسِس) (قال نکون دِ ، دِ قال نَکون)
****
شمارا با چند جمله با بکاربردن «دِ» از هزاران اصطلاح آشنا می کنیم
(گُلُم دِ خُشکیدِس ) = دیگه گل من خشک شده است
(دِ ازونَم بُپُرس = از آن هم بپرس دیگه )
(من دِ با تو نَمیام) = من دیگه با تو نمی آیم
(کیان دِ اونجا) = کیا هستند دیگه آنجا
(یِه سَردَم بزن) = یه سر دیگه هم بزن
(نَه دیی یَم چی) = نه دیگه هیچی ، به کُل هیچی دیگه
*** چند استثنا صرفاً جهت اطلاع با معنای متفاوت «دِ»
تُوْدِ = تاب بِدِه
تُوْدِ = برگردان ، در رابطه به حیوانات یعنی برگردان ، مثال گوساله را تُوْدِ یعنی گوساله رابرگردان ، مثال بعد : گَلِّه را تُوْدِ یعنی گَلِّه را برگردان
** دِ به معنی آینده به معنی دیگه یا دیگر
* مثال های روزهای آینده ( روزهای دیگر )( روزهای دیگه)
شنبه یْ دِ ، یِه شنبه یْ دِ ، دوشنبه یْ دِ ، سه شنبه یْ دِ ، چارشنبه یْ دِ ، پَیْن شنبه یْ دِ یا پَیْ شنبه یْ دِ ، جمعَه یْ دِ .
* مثال های هفته های آینده ( با رعایت تلفظ «ح» غلیظ به جای «ه»)
حَفته یْ دِ ، یه حَفته یْ دِ ، دُوحَفته یْ دِ ، سه حَفته یْ دِ ، چارحَفته یْ دِ ، پَیْ حَفته یْ دِ یا پَیْن حَفته یْ دِ ، شوش( Shüsh ) حَفته یْ دِ ، حَف حَفته یْ دِ ، حَش حَفته یْ دِ، نُوْ حَفته یْ دِ ... لطفاً غلط املایی نگیرید (من تلفظ وردنجانی را نوشتم چون «ه» تلفظ می شود «ح» )
* ماه های آینده
مایْ دِ ، یِممادِ ، دُمماد ( دُومّادِ ) ، سِممادِ ( سه مّادِ ) ، چارمادِ ، پَیْ مادِ یا پَیْن مادِ ، شوش ( Shüsh ) مادِ ، حَف مادِ ، حَش مادِ ، نُوْمادِ ... می دونم غلط نمی گیرید ، خواستم وردنجانی گفته باشم
* سال های آینده
سال دِ ، یِه سال دِ ، دُوسال دِ ، سه سال دِ ، چارسال دِ ، پَیْ سال دِ یا پَیْن سال دِ ، شوش ( Shüsh ) سال دِ ، حَف سال دِ ، حَش سال دِ ، نُوْسال دِ ...
***
در مورد «دیی» کمتر توضیح دادیم چون همیشه پسوند است و به معنی ( هَم ، نیز ) به ضمیر یا اسم اضافه می شود .
مثال :
اسم : مجیدم دیی اومد یعنی ( مجید هم آمد)
ضمیر : اونم دیی اومد یعنی (آن هم آمد)
اسم : مجید و سعیدم دیی اومدن یعنی ( مجید و سعید هم آمدند)
ضمیر : اونام دیی اومدن یعنی (آنها هم آمدند)
اسم : مجیدو سعیدم دیی اومدن یعنی ( مجید و سعید هم آمدن)
ضمیر : اینام دیی اومدن یعنی (این ها هم آمدند)
ضمیر و اسم : من و مجید و سعیدم دیی اومدیم یعنی( من و مجید و سعید هم آمدیم)
ضمیر : مام دیی اومدیم یا «مادیی اومدیم» یعنی (ماهم آمدیم)
اصطلاح «دیی» رادر جملات پرسشی هم مثال بزنم
اسم : مجیدم دیی میاد؟ یعنی( مجید هم میاد؟)
ضمیر : اینَم دیی میاد؟ یعنی (این هم می آید؟)
اسم : مجید و سعیدم دیی میان؟ یعنی ( مجید و سعید هم می آیند؟)
ضمیر : اونام دیی میان؟ یعنی (آنها هم می آیند؟)
ضمیر و اسم : من و مجید و سعیدم دیی میایم؟ یعنی ( من و مجید و سعید هم می آییم)
ضمیر : مام دیی میایم؟ یا «ما دیی می آییم ؟» (ماهم می آییم؟)
مثال : دخترام دیی یعنی (دخترها هم ) پِسرام دیی یعنی پسرها هم ، بِچِه هام دیی یعنی بَچه ها هم و همینطور ...
بازهم مثال :
تو بازارم دیی ... یعنی داخل بازار هم ...
تو مشهدَم دیی یعنی داخل مشهد هم ...
تِلفُنَم دیی قطع شد یعنی تلفن هم قطع شد
ماشینم دیی ... یعنی ماشین هم ...
بارونم دیی میاد یعنی باران هم می آید
حَوام دیی سرد شُدِس یعنی هوا هم سرد شده است
روزم دیی تاریم شَدِس یعنی روز هم تاریک شده است
***
درپایان شما را در یک نگاه با تعدادی ضمایر همرا با « دِ » به معنی (دیگه) و « دیی » به معنی (هم یا نیز) آگاه سازم
اودِ... = او دیگه...
اودیی... او هم اینطور... ، اونیز...
اونادِ... = اونا دیگه... ، آن را دیگه...
اونادیی... = اونا هم ... ، آنهانیز...
اونارادِ... = اونا را دیگه ... ، آنها را دیگه ...
اونارادیی... = اونارا هم اینطور... ، آنها را هم نیز...
اونارَم دِ... = اونارا هم دیگه... ، آنها را هم دیگه ...
اونارَم دیی... = اونارا هم اینطور... ، آنها هم اینطور... ، آنها هم نیز...
اونام دِ... = اونا هم دیگه... ، آنها هم دیگه...
اونام دیی... = اونام هم اینطور... آنها هم نیز...
اونَم دِ... = اون هم دیگه... ، آن هم دیگه...
اونَم دیی... = اونَم هم... ، آن هم اینطور... آن هم نیز...
ایی دِ... = این دیگه...
ایی دیی... = این هم... ، این نیز...
اینا دِ = اینا دیگه
اینا دیی = اینا هم ، این ها هم
اینارادِ... = اینا رادیگه... ، این ها را دیگه...
اینارادیی... = اینارا هم اینطور... ، این هارا هم نیز...
اینارَم دِ... = ایناراهم دیگه... ، این ها را هم دیگه...
اینارَم دیی... = اینا را هم اینطور... ، این ها راهم نیز...
اینام دِ... = اینا هم دیگه... ، این ها هم دیگه ...
اینام دیی... = اینا هم اینطور... ، این ها هم نیز...
ایَنَم دِ... = این هم دیگه...
اینَم دیی...اینَم اینطور...، این هم نیز...
***
شُما دیی ... = لفظی محترمانه و مفرد به جای « تو هم ... » ، یا جمع مثل شما هم ...
شُمادِ... = لفظی محترمانه و مفردبه جای « تو دیگه...» ، یا جمع مثل ، شما دیگه ...
شُمارادِ... = لفظی محترمانه و مفرد به جای « تورا دیگه... » ، یا جمع مثل « شما را دیگه ... »
شُمارادیی... = لفظی محترمانه و مفرد به جای « تو را هم ... » یا « تورا نیز... » ، یا جمع مثل « شمارا هم ...» « شمارانیز...»
شُُمارَم دِ.. = لفظی محترمانه و مفردبه جای« تو راهم دیگه ... » ،یاجمع مثل « شما راهم دیگه...»
شُمارَم دیی... = لفظی محترمانه و مفردبه جای « تو را هم اینطور...» ، یاجمع مثل «شما را هم همینطور...»
شُمام دِ... = لفظی محترمانه و مفرد به جای « توهم دیگه ... » ، یا جمع مثل« شمام هم دیگه ... »
شُمام دیی... = لفظی محترمانه و مفرد به جای « تو هم اینطور...» ، یاجمع مثل « شماهم اینطور...»
***
تُودِ... = تَو هم دیگه ...
تُودیی... = تو نیز... ، تُو اینطور... ( تُو هَم... )
تُونَم دِ... / تُنَم دِ... = تُو هم دیگه...
تُونَم دیی.../ تُنَم دیی.. = تُوهم اینطور...
***
مارادِ... = ما را دیگه...
مارادیی... = مارا نیزاینطور... ، مارا هم اینطور...
مارَم دِ = ما را هم دیگه...
مارَم دیی... = ماراهم اینطور... ، ماراهم نیز
ما دِ... = کادیگه ...
مادیی... = ما هم ... ما هم
مام دِ... = مام دیگه ... ، ما هم دیگه...
مام دیی ... = ما هم هم اینطور ... ، ما هم نیز ...
مَن دِ... = مَن دیگه...
مَن دیی... = من نیز... ، من هم اینطور...
مَنَم دِ... = من هم دیگه ...
مَنَم دیی... = من هم نیز... ، من هم اینطور...
ــــ*** ترجمه اشعار در متن *** ــــ
ترجمه شعری از طنز خواستگار وردنجانی
یکی شون پیشرفت کردِس بجا نََمخوام، نَمشِد (یعنی یکی ازخواستگارها که فکر می کند پیشرفت زیادی کرده به جای گفتن اصطلاح اصیل وردنجانی «نَمخوام ، نَمشِد» یعنی نمی خوام ، نمی شود
نُوْچی میگفت دَم و پَسا ، نِمخوام ، نِمشِد
ترجمه یک بیت از شعر زائر وردنجانی امام رضا علیه السلام
سه یکشا ارباب می برد اونا «دِ» گردن نَمگیرم
یک سوم ( انگوری ) را که ارباب به عنوان سهم می برد را ، دیگه گردن نمی گیرم
تُرکی یَم سَرِد می شد آلّا یی قسم بیلمیرم
ترکی هم متوجه می شوی ( سر در میاری ) خداییش قسم خبر ندرم ( آلّایی و بیلمیرم ) زبان ترکی هستند برا وزن شعر اورده شده است
***
ترجمه دو بیت شعر روز جهانی وردنجان
دخترا و زن زولام «دیی» ، اومَدَن بازی کونَن
ترجمه : دخترها و زن ها هم ،( در جشن ) آمده اند بازی کنند
بِندازن پَر رو پاک بالا و شبیه سازی کونَن
ترجمه : از روی افتخار گوشه رو سری خود را بالا بیندازند و شبیه سازی کنند و یا مثل دختران و زنان قدیم وردنجان بازی کنند
***
بِچه ها م «دیی» تاخ می کردن،بازی شون وَرتیزونی
ترجمه : بچه ها ( کودکان ) هم می دویدند این طرف و آن طرف
بازی موبایل نَبید ، نه اَکشن و نه دِستینی
ترجمه : درزمان قدیم که بازی موبایل مثل اَکشِن و دِستینی نبود
***
حالا «دِ» خبر نداریم ، ایی حرفا مَتَل شُدِس
ترجمه : الان دیگه خبر نداریم ، این حرفها قصّه شده است
یکّی بید یکّی نبید ، خدا پناه همه شون
ترجمه :« یکی بود یکی نبود » جمله ای که مرسوم است و اول قصه ها می گویند ، و خدا پشت پناه همه نیاکان و اجداد ما از مرده تا زنده باشد ( ان شاءالله)
* نکته
* برای شنیدن اشعاری با اصطلاحات وردنجانی کافیه در یکی از رسانه های ( تلگرام،ایتا، سروش، بله) جستجو بفرمایید فرهنگ و اصطلاحات وردنجان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
②پسوند (لی) در فرهنگ و اصطلاحات وردنجان
④ موسیقی دروردنجان وگذری برموسیقی دهکردی،موسیقی بختیاری ونقدی برموسیقی ترکی درچهارمحال و بختیاری
⑤ زائِروردنجانی امام رضا علیهالسلام ( صوتی )
⑦ شعری برای ملیکا(خانواده قدیم وردنجانی)
*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
اشعارحیدرعلی کریمی با اصطلاحات وردنجانی ( صوتی )
فرهنگ و اصطلاحات وردنجان دریک نگاه اینجا کلیک کنید
ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ